تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
دوست داشته شده و ستوده است اگر چه از جودش بستايشگرش نرسد و بخيل بخلاف اين است .

1933

العاقل من وضع الأشياء مواضعها و الجاهل ضدّ ذلك : خردمند كسى است كه چيزها را بجاى خود نهد و بيخرد بر خلاف اين است .

1934

العالم و المتعلّم شريكان فى الأجر و لا خير فيما بين ذلك : ياد دهنده و ياد گيرنده در ثواب انباز همند و خيرى كه در بين اين دو تا باشد نيست ( يعنى نه عالم باشد نه متعلّم كه آن مرده‌ايست در ميان زندگان )

1935

ألدّنيا دول فاجمل فى طلبها و اصطبر حتّى تأتيك دولتك : جهان هماره بگردش است دريافت آن را بر خويش آسان گير و كمى صبر كن تا نوبت دولت تو نيز در رسد .

1936

الحمق الاستهتار بالفضول و مصاحبة الجهول : نادانى بفزونيها و زياديها دل بستن و با نادانان نشستن است .

1937

الحزم النّظر فى العواقب و مشاورة ذوى العقول : دورانديشى پايان كار را نگريستن و با خردمندان مشورت كردن است .

1938

ألتّوكّل التّبرىّ من الحول و القوّة و انتظار ما يأتي به القدر : معنى توكّل بيزارى جستن از توان و توش خويش و پيش آمدها را چشم به راه داشتن است .

1939

ألدّهر يومان يوم لك و يوم عليك فإذا كان لك فلا تبطر و اذا كان عليك فاصطبر : روزگار دو روز است روزى بسود و روزى بزيان تو است آن روزى كه بسود تو است تند متاز و روزى كه بزيان تو است شكيبا باش .

1940

أخوك فى اللّه من هداك الى الرّشاد و نهاك عن الفساد و أعانك على اصلاح المعاد : در راه خداى آن كس برادر تو است كه به راه راست هدايتت كند و از تباهى بازت دارد و بر سر و سامان دادن كار آخرت ياريت نمايد .

1941

الكيس تقوى اللّه سبحانه و تجنّب المحارم و اصلاح المعاد : زيركى از خدا ترسيدن و از حرام ها دورى گزيدن و كار آخرت را بسامان كردن است .

1942

أللّئيم لا يتبع الّا شكله و لا يميل الّا إلى مثله ناكس جز ناكس را پيروى نكند و جز به مثل خودش ميل ننمايد .

1942

أللّئيم لا يتبع إلّا شكله و لا يميل الّا إلى مثله ناكس جز ناكس را پيروى نكند و جز به مثل خودش ميل ننمايد .

1943

الحازم من جاد بما فى يده و لم يؤخّر عمل يومه إلى غده : دورانديش كسى است كه آنچه بدست دارد ببخشد و كار امروزش را بفردايش نيفكند .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 81 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي