تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
كسى است كه دنيا را براى آخرت ترك گويد .

1525

ألرّابح من باع العاجلة بالأجلة : سود برنده كسى است كه جهان زود گذر را بآخرت پايدار سودا كند

1526

الحزم حفظ ما كلّفت و ترك ما كفيت : دور انديشى آنست كه آنچه را مكلّفى نگهدارى و آنچه را كفايت شده واگذارى ( اين قدر در راه مال نكوشى و بواجبات الهى اقدام نمائى ) .

1527

العجز اشتغالك بالمضمون لك عن المفروض عليك و ترك القناعة بما أوتيت : بيچارگى پرداختن تو است به آن چه كه براى تو ضمانت و كفالت شده است بغافل ماندن از آنچه كه بر تو فرض و واجب افتاده است و نساختن به آن چه كه براى تو مى رسد .

1528

إمام عادل خير من مطر وابل : پيشواى دادگستر بهتر از باران درشت پر بركت است .

1529

ألسّخاء حبّ السّائل و بذل النّائل : داد و دهش محبّت با سائل و بخشش با ايشان است .

1530

اية البلاغة قلب عقول و لسان قائل : نشانهء سخن گسترى دلى دانا و زبانى گويا است .

1531

البغى يصرع الرّجال و يدنى الآجال : ستم مردان را مى افكند و مرگ ها را نزديك مى سازد .

1532

الإصرار أعظم حوبة و أسرع عقوبة : پافشارى بر گناه بزرگترين گناه و كيفرش شتابنده‌تر است .

1533

الاستغفار أعظم جزاء و أسرع مثوبة طلب آمرزش از خدا داراى بزرگترين پاداش و ثوابش شتابنده‌تر است

1534

ألرّفق بالأتباع من كرم الطّباع : مهر و نرمى با بستگان و نزديكان از بلندى خوى ها است

1535

اصطناع الأكارم أفضل ذخر و أكرم اصطناع نيكوكارى با بزرگان برترين اندوخته و گرامى ترين نكوئى است

1536

الحقد داء دوىّ و مرض موبى : كين توزى دردى است دردناك و بيمارى است وبادار .

1537

الحقد خلق دنىّ و عرض مردى : كين توزى خوئى است پست و عارضه‌ايست كه انسان را فرو مى افكند

1538

المؤمن سيرته القصد و سنتّه الرّشد : مؤمن مرام و روشش ميانه روى و طريقه و سيره‌اى او استقامت است

1539

المؤمن يعاف اللّهو و يألف الجدّ : مؤمن لهو و بازى را كنار مى زند و جدّ و كوشش را كار مى بندد .

1540

البشر ابتداء الصّنيعة به غير مؤنة : گشاده روئى نخست خوبى را كار بستن است بدون زحمت دادن

1541

ألسّيّد من تحمّل المؤنة و جاد بالمعونة : بزرگوار كسيست كه بار مردم را بدوش كشد و ياريش را به آنان ببخشد .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 56 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي