انديشهء درست با دولتها دست دهد و برفتن آن دولتها از دست مى رود .
10
صيانة المرأة أنعم لحالها و أدوم لجمالها اين كه زن خود را نگه دارد به حال او بهتر و براى زيبائيش پايدارتر است .
11
صواب الجاهل كالزلّة من العاقل : كار درست شخص نادان مانند لغزش شخص خردمند دانا است ( يعنى همانطورى كه دانا كمتر مى لغزد نادان كار نيك را بندرت و كم انجام مىدهد ) .
12
صن ايمانك من الشّكّ فإنّ الشّكّ يفسد الأيمان كما يفسد الملح العسل : ايمان خويش را از شكّ و ترديد نگه دار زيرا شكّ ايمان را تباه مى سازد بدانسانكه نمك عسل را تباه مى نمايد .
13
صواب الرّأى باجالة الأفكار : درستى رأى بواسطهء درستى و ميداندارى انديشهها است .
14
صاحب السّوء قطعة من النّار : رفيق بد پارهء از آتش است ( كه انسان را مى سوزاند ) .
15
صاحب المعروف لا يعثر و اذا عثر وجد متّكأ : خداوند نيكى و احسان از پاى در نيفتد و اگر گاهى افتاد تكيهگاهى خواهد يافت .
16
صحبة الأخيار تكتسب الخير كالرّيح إذا مرّت بالطّيب حملت طيبا : همراهى با نيكان كسب نيكى كند مانند بادى كه گاهى بر مشگ و بوى خوش بوزد مشگ بهمراه مى آورد .
17
صاحب السّلطان كراكب الأسد يغبط بموضعه و هو أعرف بموضعه : همنشين سلطان شير سوار را ماند كه ديگران جايگاهش را آرزو كنند و او خود ميداند چه جايگاهى ( مخوف و پر خطرى دارد )
18
صبرك على المصيبة يخفّف الرّزيّة و يجزل المثوبة : صبر كردنت بر مصيبت اندوه را سبك و ثواب را دو چندان مى سازد .
19
صديق الجاهل متعوب منكوب : دوست شخص نادان همواره رنج زده و نكبت يافته است .
20
صاحب المال متعوب و الغالب بالشّرّ مغلوب مالدار هميشه برنج است و آنكه بواسطه بدى و ستم پيروز شده است شكست خورده است .
21
صير الدّين حصن دولتك و الشّكر حرز نعمتك فكلّ دولة يحوطها الدّين لا تغلب و كلّ نعمة يحرزها الدّين لا تسلب :