تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
انديشهء درست با دولتها دست دهد و برفتن آن دولتها از دست مى رود .

10

صيانة المرأة أنعم لحالها و أدوم لجمالها اين كه زن خود را نگه دارد به حال او بهتر و براى زيبائيش پايدارتر است .

11

صواب الجاهل كالزلّة من العاقل : كار درست شخص نادان مانند لغزش شخص خردمند دانا است ( يعنى همانطورى كه دانا كمتر مى لغزد نادان كار نيك را بندرت و كم انجام مىدهد ) .

12

صن ايمانك من الشّكّ فإنّ الشّكّ يفسد الأيمان كما يفسد الملح العسل : ايمان خويش را از شكّ و ترديد نگه دار زيرا شكّ ايمان را تباه مى سازد بدانسانكه نمك عسل را تباه مى نمايد .

13

صواب الرّأى باجالة الأفكار : درستى رأى بواسطهء درستى و ميداندارى انديشه‌ها است .

14

صاحب السّوء قطعة من النّار : رفيق بد پارهء از آتش است ( كه انسان را مى سوزاند ) .

15

صاحب المعروف لا يعثر و اذا عثر وجد متّكأ : خداوند نيكى و احسان از پاى در نيفتد و اگر گاهى افتاد تكيه‌گاهى خواهد يافت .

16

صحبة الأخيار تكتسب الخير كالرّيح إذا مرّت بالطّيب حملت طيبا : همراهى با نيكان كسب نيكى كند مانند بادى كه گاهى بر مشگ و بوى خوش بوزد مشگ بهمراه مى آورد .

17

صاحب السّلطان كراكب الأسد يغبط بموضعه و هو أعرف بموضعه : همنشين سلطان شير سوار را ماند كه ديگران جايگاهش را آرزو كنند و او خود ميداند چه جايگاهى ( مخوف و پر خطرى دارد )

18

صبرك على المصيبة يخفّف الرّزيّة و يجزل المثوبة : صبر كردنت بر مصيبت اندوه را سبك و ثواب را دو چندان مى سازد .

19

صديق الجاهل متعوب منكوب : دوست شخص نادان همواره رنج زده و نكبت يافته است .

20

صاحب المال متعوب و الغالب بالشّرّ مغلوب مالدار هميشه برنج است و آنكه بواسطه بدى و ستم پيروز شده است شكست خورده است .

21

صير الدّين حصن دولتك و الشّكر حرز نعمتك فكلّ دولة يحوطها الدّين لا تغلب و كلّ نعمة يحرزها الدّين لا تسلب :