با اسلام در افتد بر افتد ) .
27
شرّ الأعداء أبعدهم غورا و أخفاهم مكيدة بدترين دشمنان آن كسى است كه بررسى و انديشهاش دور تر و كين و كيدش پنهانتر است ( و دشمنيش با انسان روى عقل و انديشه استوار است ) .
28
شرّ الألفة إطراح الكلفة : بدترين آميزشها ديگرى را برنج و زحمت انداختن است .
29
شرط المصاحبة قلّة المخالفة : شرط يار و مصاحب آنست كه مخالفت را كم كند .
30
شين العلم الصّلف : لاف زدن و گزاف گفتن علم را زشت مى گرداند .
31
شين السّخاء السّرف : اسراف زشت گردانندهء سخاوت است .
32
شيعتنا كالنّحل لو عرفوا ما فى جوفها لأكلوها شيعيان ما همچون زنبور عسل اند اگر دشمنان ما بدانند ( از شيرينى محبّت و ولايت ما ) در درون آنها چيست البتهّ آن را بخورند .
33
شيعتنا كالأترجّة طيّب ريحها حسن ظاهرها و باطنها : شيعيان ما ترنج را مانند كه بويش پاكيزه و ظاهر و باطنش نيكو است .
34
و قال عليه السّلام فى ذكر القرآن شافع مشفّع و قائل مصدّق : و آن حضرت عليه السّلام در بارهء قرآن فرمودند : قرآن شفيع است كه شفاعتش مقبول است و گويندهايست كه گفتارش باور داشته شده است .
35
شافع الخلق العمل بالحقّ و لزوم الصّدق حق را كار بستن و درستى را همراه بودن شفاعت كننده مردمان است .
36
شاركوا الّذى قد أقبل عليه الرّزق فإنهّ أجدر بالحظّ و أخلق بالغنى : با كسى كه روزى بسويش روى آورده است شركت كنيد كه آن به بهرهمندى سزاوارتر و براى توانگرى پسنديدهتر است .
37
شيمة ذوى الألباب و النّهى الأقبال على دار البقاء و الأعراض عن دار الفناء و التّولّة بجنّة المأوى : روش عقلاء و خردمندان بردار باقى روى آوردن و از دار فانى روى گرداندن و ببهشت جاودانى دل باختن است .