آية إلّا و أنا أعلم فيمن نزلت و أين نزلت فى سهل أو فى جبل و إنّ ربّى وهب لى قلبا عقولا و لسانا ناطقا : پيش از آنكه مرا نيابيد از من بپرسيد ( و از درياى دانش من گهرهاى گران سنگ بچنگ آريد ) سوگند با خداى كه در قرآن آيتى نيست جز آنكه من مى دانم آن آيه در باره كى ( و براى چه ) نازل شده است در كوه بوده يا در زمين صاف و هموار پروردگارم مرا دلى بسيار دانا و زبانى گويا بخشيده است .
88
ستّ من قواعد الدّين اخلاص اليقين و نصح المسلمين و اقامة الصّلوة و ايتاء الزّكوة و حجّ البيت و الزّهد فى الدّنيا : شش چيزند كه آنها از پايههاى دين اند ( در بارهء احكام الهى ) يقين خالص داشتن ، مسلمانان را نصيحت كردن نماز را بپاى داشتن ، زكات دادن ، حجّ گذاردن و در دنيا كناره گرفتن .
89
سوء الخلق نكد العيش و عذاب النّفس : بدخوئى زندگانى را ( بر انسان ) تنگ مىكند و نفس را برنج مى افكند .
90
سوء الخلق يوحش النّفس و يرفع الأنس : بدخوئى نفس را بوحشت مى افكند و انس و مودّت را از بين مى برد .
91
سلوا القلوب عن المودّات فإنّها شواهد لا تقبل الرّشا : دوستيها و محبّتها را از دلها بپرسيد كه آنها گواهانى اند كه رشوهها را نپذيرند .
92
سهر العيون بذكر اللّه سبحانه فرصة السّعداء و نزهة الأولياء : ديدگان را با ياد خداوند سبحان بيدار داشتن جولانگاه نيكبختان و تفرجّگاه دوستان خدا است .
93
سابقوا الأجل فإنّ النّاس يوشك أن ينقطع بهم الأمل فيرهقهم الأجل : بر اجلها سبقت گيريد زيرا نزديك است اميد و آرزوى ايشان بريده شود و اجل آنها را درهم كوبد .
94
سابقوا الأجل و أحسنوا العمل تسعدوا بالمهل : بر اجل پيشى گيريد و عمل را نيكو گذاريد تا با يافتن مهلت و مجال نيكبخت گرديد .
95
سفهك على من فوقك جهل مرد : در افتادن تو با كسى كه از تو بالاتر است نادانى هلاك كنندهايست .
96
سفهك على من فى درجتك نقار كنقار