109
ربّما خرس البليغ عن حجتّه : بسيار افتد شخص سخنور از دليل خود عاجز ماند .
110
ربّما عمى اللّبيب عن الصّواب : بسيار افتد كه هوشمند از راه راست كور ماند .
111
ربّما إرتجّ على الفصيح الجواب : بسيار افتد كه پاسخ مرد سخنور را بلرزاند ( و او را در جواب دادن عاجز سازد ) .
112
ربّما تحتّمت الأمور : بسيار افتد كه كارها حتمى شود ( و در بارهء انسان تغيير نپذيرد ) .
113
ربّما تنغّص السّرور : بسيار افتد كه خوشيها بناخوشى مبدّل شود .
114
ربّما أتيت من مأمنك : بسيار افتد كه از ( روى اجبار و ناچارى ) از مركز آسايش و ايمنيت باز گردى .
( الفصل السادس و الثلثون ) حرف الراء بلفظ المطلق
ممّا ورد من حكم أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام فى حرف الرّاء بلفظ المطلق قال عليه السّلام ( فصل سى و ششم ) از آنچه كه وارد گرديده است از حكمتهاى حضرت امير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السّلام در حرف راء بلفظ مطلق ( آن حضرت عليه السّلام فرمودند : )
1
رغبتك فى زاهد فيك ذلّ : تمايل تو در چيز و يا كسى كه در تو بى ميل است سبب خوارى است
2
رغبتك فى المستحيل جهل : ميل كردن تو در چيزى كه محال است نادانى است .
3
راكب المعصية مثواه النّار : آنكه گناه را مرتكب مىشود جايگاهش آتش است .
4
راكب الظّلم يدركه البوار : آنكه بر مركب ستم سوار است هلاكت و ويرانى را درك كننده است .
5
راكب الطّاعة منقلبه الجنّة : آنكه بر اسب اطاعت سوار است بازگشتنش ببهشت است .
6
راكب العجلة مشرف على الكبوة : آنكه بر اسب تندى سوار است مشرف بربر و افتادن است .
7
راكب اللّجاج متعرّض للبلاء : آنكه اسب ستيزهخوئى را سوار است خود را بر گرفتارى عرضه كننده است .
8
ردّ الشّهوة أقضى لها و قضاؤها أشدّ لها : شهوت را بر گرداندن براى آن برندهتر و قضا و