تدارك كردن آن شهوت ( اعمال شده ) برايش سخت تر است .
9
راكب الظّلم يكبو به مركبه : اسب ستم بالاخره سوار خويش را بسر در خواهد آورد .
10
راكب العنف يتعذّر عليه مطلبه : آنكه بر اسب درشتى سوار است در خواستش برايش دشوار است ( و به زودى بمطلبش دست نمى يابد ) .
11
ردع النّفس عن الهوى هو الجهاد الأكبر نفس را از هوا و هوس بازداشتن خود جهاد اكبر است .
12
ردّ الحجر من حيث جاءك فإنهّ لا يردّ الشّرّ إلّا بالشّرّ : سنگ را از آنجا كه بر تو آمده است باز گردان كه بدى را جز با بدى نتوان باز گرداند ( زيرا كه حيات و زندگانى بشر وابسته بقصاص است و اگر قصاص نباشد رشتهء كارها از هم گسيخته شود ) .
13
ردع النّفس عن الهوى هو الجهاد النّافع : نفس را از هوس بازداشتن خود جهادى است سودمند .
14
ردع الحرص يحسم الشرّه و المطامع : حرص را عنان باز كشيدن آرزو و طمعها را رشته بريدن و بر كندن است .
15
روحوا فى المكارم و أدلجوا فى حاجة من هو نائم : براى كسب مكارم به آسانى گام برداريد در بر آوردن حاجت كسى كه خواب است شبخيز باشيد .
16
ردع النّفس عن زخارف الدّنيا ثمرة العقل نفس را از آرايشهاى جهان بازداشتن ثمرهء خرد است .
17
ردع النّفس عن تسويل الهوى ثمرة النّبل : نفس را از فريب آرزو باز داشتن ثمرهء راست روى است
18
روّ قبل العمل تنج من الزّلل : پيش از دخول در كارى بينديش ( و پايانش را بنگر ) از لغزش مى رهى
19
ردع الهوى من شيمة العقلاء : هوا و هوس را كنار زدن از كردار خردمندان است .
20
ردع الشّهوة و الغضب جهاد النّبلاء : خشم و شهوت را دست باز داشتن پيكار درست روان ( و جهاد اكبر ) است .
21
ردّوا البادرة بالحلم : شتاب زدگى را با بردبارى ( در امورات ) برگردانيدن .
22
ردّوا الجهل بالعلم : بوسيلهء علم و دانش