تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
ترسها را سوار شدن ( و بدرياهاى مهالك فرو رفتن ) دارائيها را بدست آوردن است .

36

ركوب الأطماع يقطع رقاب الرّجال : اسب طمعها را سوار شدن گردن مردن را قطع مىكند .

37

رغبة العاقل فى الحكمة و همّة الجاهل فى الحماقة : خردمند ميلش همه در حكمت و دانش است و بيخرد همّتش همه مصروف در نادانى و حماقت

38

ركوب المعاطب عنوان الحماقة : سوارى بر كارهاى تباه كننده نشانهء حماقت و نادانى است

39

رأى الرّجل ميزان عقله : رأى و انديشه مرد ميزان عقل و خرد است .

40

رزق كلّ امرى ء مقدّر كتقدير أجله : روزى هر كس ( در لوح محفوظ ) مقدّر شده است همانطورى كه سر رسيد زمانش تقدير گرديده است .

41

رأى العاقل ينجى : انديشهء دانا مى رهاند .

42

رأى الجاهل يردى : انديشه نادان بسر در مى افكند .

43

رأى الرّجل على قدر تجربته : انديشه مرد باندازهء آزمايش او است .

44

رزق المرء على قدر نيتّه : روزى شخص باندازهء نيّت ( و وابسته بهمّت ) او مىباشد .

45

ربّ المعروف أحسن من ابتدائه : نيكى را تربيت نمودن بهتر است تا ابتداى به آن نيكى كردن

46

رفق المرء و سخائه يحببّه إلى أعدائه : نرمى و بخشندگى مرد او را نزد دشمنانش محبوب مى دارد .

47

رحمة من لا يرحم تمنع الرّحمة و استبقاء من لا يبقى يهلك الأمّة : بر بى رحم رحم كردن رحمت خداى را باز مى دارد و پايدارى بر ( اموال دنيا و ) چيزى كه پاينده نيست امت را هلاك مى سازد

48

رسول الرّجل ترجمان عقله و كتابه أبلغ من نطقه : فرستادهء مرد نمايندهء خردش و نامه‌اش از گفته‌اش گوياتر مىباشد .

49

رويدا يسفر الظّلام كأن قد وردت الأظعان يوشك من أسرع أن يلحق : كمى بر جاى باش تا اين كه تاريكى روشن گردد تو گوئى كوچيدن ( از جهان ) محقّق شده و فرود آمده است و نزديك است آنكه بشتاب مى گذرد و برسد ( و عمر سر آيد و شخص بمنزلگاه رفتگان وارد گردد ) .
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى ) — صفحة 423 | انصارى / عبد الواحد الآمدى التميمي