خواستن از آن گناه بى نياز مى سازد .
76
ربّ مواصلة خير منها القطيعة : بسا پيوند وصلتى كه بريدن بهتر از آن پيوند است .
77
ربّ موهبة خير منها الفجيعة : بسا بخشيدن كه درد و مصيبت بهتر از آنست .
78
ربّ كبير من ذنبك تستصغره : بسا از گناه بزرگت كه آن را كوچك مى شمارى ( در صورتى كه خيلى بزرگ است ) .
79
ربّ صغير من عملك تستكبره : بسا از كار كوچكت كه آن را بزرگ مى پندارى ( در صورتى كه بسيار ناچيز است ) .
80
ربّ يسيرا أنمى من كثير : بسا اندكى كه بيش از بسيار است .
81
ربّ صغير أحزم من كبير : بسا كوچكى كه از بزرگ دورانديش تر است .
82
ربّ معرفة أدّت إلى تضليل : بسا كمال و معرفتى كه كار را بسوى گمراهى كشد .
83
ربّ مواصلة أدّت إلى تثقيل : بسا وصلت و پيوندى كه كار را بسوى سر سنگينى و گرانى كشد .
84
ربّ أخ لم تلده أمّك : بسا برادرى كه مادرت او را نزائيده است ( بلكه در اثر خوش خوئيت برايت پيدا شده است ) .
85
ربّ علم أدّى الى مضلّتك : بسا دانشى كه تو را بسوى گمراهى مى كشاند ( همچون اغلب علوم امروزى از دايرهء اسلام خارجت مى سازد ) .
86
ربّ مملوك لا يستطاع فراقه : بسا بندهء ( وفادارى ) كه خداوندش تاب جدائيش را ندارد
87
ربّ فائت لا يدرك لحاقه : بسا گمگشتهء كه باز آوردنش را ادراك نتوان كرد ( همچون عمر و جوانى كه بازيافتنش محال است ) .
88
ربّ ناصح من الدّنيا عندك متّهم : بسا پند گويندهء از دنيا كه پيش تو گرفتار تهمت است ( در صورتى كه پند زمانه شنيدنى است ) .
89
ربّ مدّع للعلم ليس بعالم : بسا دعويدار دانشى كه دانشمند نيست .
90
ربّ صادق من خير الدّنيا عندك مكذّب بسا راست گوينده از خوبى دنيا كه نزد تو دروغگو است ( و حال اين كه او راست گو است و دنيا تجارتخانهء مردان خدا است ) .
91
ربّ محذور من الدّنيا عندك غير محتسب