62
تأتينا أشياء نستكثرها إذا جمعناها و نستقلّها إذا قسمناها : بما چيزها و اموالى مى رسد كه وقتى آنها را جمع مى كنيم بسيارش مى شماريم ( گمان مى كنيم داراى چيزى هستيم ) و وقتى كه آنها را قسمت مى كنيم اندكش مى دانيم ( و مى بينيم آنها چيزى نبوده است ) .
63
تحرّ من أمرك ما يقوم به عذرك و تثبت به حجّتك و يفى ء إليك برشدك : در كار خودت وسيلهء بدست آر كه عذرت ( در نزد خدا ) بدان قائم گردد و حجّتت ثابت شود و تو را بسوى رشد و هدايت رساننده باشد .
64
تقاض نفسك بما يجب عليها تأمن تقاضى غيرك لك و استقص عليها تغنى عن استقصاء غيرك عليك : در بارهء نفس خودت به آن چه كه براى او لازم و واجب است قضاوت كن ( يعنى او را بر ترك هوا و هوس محكوم كن ) و براى كوبيدن آن از خودت تقاضا كن تا از طلب و تقاضاى ديگرى بر خودت بى نياز باشى .
65
ترك الشّهوات أفضل عبادة و أجمل عادة شهوات را ترك كردن برترين عبادت و نيكوترين خوى و عادت است .
66
تجاوز مع القدرة و أحسن مع الدّولة تكمل لك السّيادة : بمال توانائى ( از گناه خودت يا ديگرى ) بگذر و در دوران دولت داشتن با مردم نيكى كن تا سيادت و سرورى برايت كامل باشد .
67
تعلّموا العلم تعرفوا به و اعملوا به تكونوا من أهله : دانش را فرا گيريد تا بدانشورى شناخته شويد و آن را به كار بنديد تا از دانشمندان باشيد .
68
تحبّب إلى خليلك يحببك و اكرمه يكرمك و اثره على نفسك يؤثرك على نفسه و أهله با دوستت دوستى كن تا دوستت بدارد و با وى اكرام كن تا اكرامت كند او را بر خود بگزين و برترى ده تا او تو را بر خود و بر كسانش بگزيند و برترى نهد .
69
تجرّع الغصص فانّى لم أرجرعة أحلى منها عاقبة و لا ألذّ مغبّة : جرعههاى غم و غصهّ را ( با گشادهروئى ) بكام در كش كه من نديدم جرعهء كه عاقبتش شيرين تر و پايانش گواراتر از آن باشد
70
تيتنى الأخوّة فى اللّه على التّناصح فى اللّه و التّباذل فى اللّه و التّعاون على طاعة اللّه