27
تجرّع غصص الحلم يطفى ء نار الغضب : غصهّهاى گلوگير بردبارى را در كشيدن آتش خشم را خاموش كردن است .
28
تحرّى الصّدق و تجنّب الكذب أجمل شيمة و أفضل أدب : صدق را تحصيل كردن و از كذب دورى گزيدن زيباترين روش و افزونترين ادب است
29
تأمّل العيب عيب : انديشيدن در عيب عيب است .
30
تهوين الذّنب أعظم من ركوبه : گنه را خوار كردن ( و آن را بجاى آوردن ) بزرگتر از ارتكاب آن گناه است .
31
تعجيل السّراح نجاح : شتاب در كار آسان باعث رستگارى است .
32
تعجيل الاستدراك اصلاح : شتاب براى ادراك كار خدا اصلاح آن است .
33
تدبّروا آيات القران و اعتبروا به فإنهّ أبلغ العبر : آيات قرآن را تدبّر كنيد و به آن پند گيريد كه آن رساترين پندها است .
34
تمييز الباقى من الفانى من أشرف النّظر : سراى آخرت را از دنيا تميز دادن از برترين نظرها است
35
تاج الرّجل عفافه و زينته إنصافه : افسر و اكليل مرد پاكدامنى او و انصافش زيورش مىباشد .
36
تقيّة المؤمن فى قلبه و توبته فى اعترافه : پرهيز و تقواى مؤمن در دلش و توبهء او در اعتراف به زبانش مىباشد .
37
تلويح زلّة العاقل له أمضّ من عتابه : لغزش مرد خرد را بكنايه گفتن براى او از سرزنش كردنش دردناكتر است
38
ترك جواب السفّيه أبلغ جوابه : نادان را جواب ندادن رساترين جواب او مىباشد .
39
توقّوا المعاصى و احبسوا أنفسكم عنها فإنّ الشّقىّ من أطلق فيها عنانه : از گناهان خوددارى كنيد و نفوستان را از آن دربند كشيد زيرا بدبخت كسى است كه عنان خود را در گناهان رها كند
40
تكلّموا تعرفوا فإنّ المرء مخبوء تحت لسانه : سخن گوئيد تا شناخته شويد زيرا كه مرد در زير زبانش پنهان مىباشد ( سخن كه گفت عيب و هنرش پديدار مى گردد .
41
توخّ رضا اللّه و توقّ سخطه و زعزع قلبك بخوفه : براى خوشنودى خدا برادرى كن و از