خشمش بپرهيز و دلت را با بيم از وى بلرزان ( تا در شمار نيكان در آئى ) .
42
تحرّ رضا اللّه برضاك بقدره : رضاى خدا را تحصيل كن به اين كه برضاى خدا راضى باشى .
43
تحبّب إلى اللّه تعالى بالرّغبة فيما لديه با رغبت و ميل به آن چه كه نزد خداست ( از ثوابهاى در برابر اعمال نيك ) خود را در شمار دوستان خداى در آر .
44
توكّل على اللّه سبحانه فإنهّ قد تكفّل بكفاية المتوكّلين عليه : بر خداوند سبحان توكّل كن زيرا كه خداوند كفايت كرده است كه توكّل كنندگان بر خود را كفايت كند .
45
تقرّب إلى اللّه سبحانه فإنهّ يزلف المتقرّبين إليه : به خداوند سبحان نزديك شو كه خدا نزديكان به خود را به خود نزديك مى سازد .
46
تحبّب إلى النّاس بالزّهد فيما بين أيديهم تفز بالمحبّة منهم : با زهد و كنارهگيرى از آنچه كه بين دستهاى مردم است در ميان مردم محبّتى بدست آر تا از آن محبّت بينى ( زيرا تا با مال مردم كار نداشته باشى محبوبى )
47
تمسّك بكلّ صديق أفادك عند نكبة الشّدّة : چنگ بدامن دوستى در زن كه گاه افتادن در سختى تو را سود رساند ( و بفريادت رسد و چنين دوستى فقط خدا است ) .
48
تجلبب الصّبر و اليقين فإنهّ نعم العدّة فى الرّخاء و الشّدّة : لباس صبر و يقين به خدا را به پيكرت در پوش كه اين لباس در آسايش و سختى بهترين لباس است .
49
تأميل النّاس خيرك خير من خوفهم نكالك مردم را بخير خود اميدوار سازى خوشتر تا آنها را از گرفت و گيرت بترسانى .
50
تحلّ بالسّخاء و الورع فهما حلية الأيمان و أشرف خلالك : خويش را بحليهء بخشش و پرهيز بياراى كه اين دو آرايشگر ايمان و برترين خوهاى تواند .
51
تارك العمل بالعلم غير واثق به ثواب العمل : آنكه با داشتن علم عمل نمى كند ( براى آنست كه ) به ثواب عمل اطمينان ( و ايمان ندارد ) .
52
تارك التّأهّب للموت و اغتنام المهل غافل عن هجوم الأجل : آنكه آمادگى براى مرگ