ملك انسان مىشود .
36
بفعل المعروف يستدام الشّكر : با نيكوكارى سپاسگزارى ادامه پيدا مىكند .
37
بالعدل تصلح الرّعيّة : كار رعيّت با عدالت اصلاح مىشود .
38
بالفكر تصلح الرّويّة : روش و امر زندگى انسان بانديشه اصلاح مى پذيرد .
39
بالتّعلّم ينال العلم : دانش با دانش آموختن به انسان مى رسد .
40
بالكظم يكون الحلم : بردبارى بفرو خوردن خشم است .
41
بالعلم تكون الحيوة : زندگى انسان بواسطهء علم است ( و جاهل در شمار مردگان است ) .
42
بالصّدق تكون النّجاة : رستگارى در راستى است
43
بالكذب يتزيّن أهل النّفاق : دو رويان خود را با دروغ مى آرايند .
44
بالشرّه تشان الأخلاق : اخلاق انسان با آزمندى بسيار عيبناك مى گردد .
45
بالصّدق تكمل المروّة : مردانگى با راستى تكميل است .
46
بالتّواخى فى اللّه تكمل المروّة : با برادرى در راه خدا با يكديگر مردانگى تمام است .
47
بالتّواخى فى اللّه تثمر الأخوّة : در راه خدا با هم برادرى كردن ثمرهاش برادرى است .
48
بالتّأنّى تسهل المطالب : كارها با نرمى و آرامش آسان مى گردند .
49
بالصّبر تدرك الرّغائب : چيزهاى دلپسند با صبر بدست مى آيد .
50
بالصّحّة تستكمل اللّذة : لذّت زندگى با تندرستى است
51
بالزّهد تثمر الحكمة : درخت حكمت با زهد بار مى آورد
52
بالظّلم تزول النّعم : نعمتها با ستمكارى از بين مى روند .
53
بالبغى تجلب النّقم : خشمهاى خدا با ستمكارى جلب ميشوند .
54
بالإفضال تسترّق الأعناق : بافزايش و بخشش آزادگان به بند بندگى كشيده ميشوند .
55
بحسن العشرة تأنس الرّفاق : با خوشرفتارى رفقا به انسان انس مى گيرند .
56
بالعلم يستقيم المعوّج : كجيها با دانش راست مى گردند .