74
إذا تفقهّ الرفيع تواضع : هنگامى كه شخص بلند پايه دانش اندوزد فروتن گردد .
75
إذا تفقهّ الوضيع ترفّع : هنگامى كه شخص فرومايه دانش آموزد بسركشى گرايد .
76
إذا قام أحدكم إلى الصّلوة فليصلّ صلاة مودّع : هرگاه يكى از شما به نماز ايستد بايد نماز بخواند نماز خواندن كسى كه با نماز وداع مىكند .
77
إذا أردت أن تطاع فاسئل ما يستطاع هرگاه خواسته باشى كه فرمانت اطاعت كرده شود آن را از كسى بخواه كه توانائى داشته باشد .
78
إذا حسن الخلق لطف القول : هرگاه خلق و خوى خوش باشد سخن از روى مهر و محبّت گفته شود .
79
إذا قويت الأمانة كثر الصّدق : هرگاه امانت دارى استوار باشد ( و شخص خيانت روا نداشته باشد ) راستى بسيار گردد ( و آن كس از روى اطمينان قلب صحبت كند .
80
إذا كمل العقل نقصت الشّهوة : هرگاه عقل كه كامل باشد خواهش و شهوت كاهش گيرد .
81
إذا تباعدت المصيبة قربت السّلوة : هرگاه مصيبت دور گردد آسايش و تسليت نزديك شود .
82
إذا طلبت العزّ فاطلبه بالطّاعة : هرگاه طالب عزّت شدى آن را در طاعت و فرمانبردارى خداى بجوى .
83
إذا طلبت الغنى فاطلبه بالقناعة : هرگاه توانگرى را طالبى آن را در قناعت بجوى .
84
إذا لم يكن ما تريد فأرد ما يكون : هرگاه آنچه مى خواهى ميسّر نشود چيزى را كه ميسّر مىشود بخواه .
85
إذا ظهرت الرّيبة سائت الظّنون : هرگاه اطمينان و يقين از ميان مردم برداشته شود و ) شكّ پديدار گردد گمانها بد شود .
86
إذا لم يكن ما تريد فلا تبال كيف كنت : هرگاه آنچه مى خواهى نشود هرطور شدى باكت نباشد
87
إذا غلبت على الكلام فإيّاك أن تغلب على السّكوت : اگر گاهى بر سخن دست پيدا كردى پس سخت بپرهيز از اين كه خاموشى را مغلوب و زير دست سازى ( بلكه بايد خاموشى تو را مغلوب سازد و جز بگاه ضرورت لب بسخن نگشائى ) .
88
إذا كثرت ذنوب الصّديق قلّ السّرور به :