تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
خدايا من آنان را به ستم بر بندگانت وادار نكردم . روز ستمديده بر ستمگر ، سخت تر از روز ستمگر بر ستمديده است . شيعيان ما كسانى هستند كه در حال خشم ستم نمى كنند . براى همسايگان خود باعث بركت و با همنشينان خود در صلح و آشتى هستند . ستمگرى و نادرستى ، مرد را بى ارزش مىكند . هر كه ستمى بدوش گرفت نااميد گرديد . چه زشت است به همسايه سختگيرى كردن هر كه ادعا كرد نابود گرديد و هر كه تهمت زد نااميد شد . كسى كه تخم دشمنى كاشت زيان درو كرد . ستم بر بندگان بدكارى است . ستم به شمشير مى كشاند . هرگز با ريختن خون حرام حكومت خود را تقويت مكن . به خدا قسم با ستمديده از روى عدالت رفتار مى كنم و حق او را از ستمگر مى گيرم و ستمكار را با حلقهء بينى اش مى كشم تا او را به سرچشمهء حق وارد سازم اگر چه از آن كراهت داشته باشد . اين را انتخاب كن كه شكست خورده و با انصاف باشى ، نه پيروز و ستمگر . پست ترين مردم كسى است كه نزد زمامدار ستمگر از انسان