تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
آسايش آن شام نمى كند مگر آنكه بر شاهپرهاى ترس ، شب را به روز مى آورد چه بسيار كسى كه به دنيا اعتماد داشته و دنيا او را دردمند ساخته است و چه بسيار كسى كه به دنيا اعتماد داشته و دنيا او را به خاك افكنده است ، و چه بسيار كسى كه عظمت داشته و دنيا او را پست نموده است ، و چه بسيار كسى كه داراى تكبر بوده و دنيا او را ذليل گردانده است . سلطنت آن از دست رفته ، و ارجمند آن شكست خورده ، و ثروتمند آن بلاديده ، و همسايهء آن غارت زده است آيا شما در خانه‌هاى كسانى كه پيش از شما بودند نيستيد در حالى كه عمر آنان طولانى تر و آثارشان پاينده‌تر و آرزوهايشان دور تر و جمعيتشان بيشتر و لشكريانشان انبوه‌تر بود دنيا را آن چنان كه خواستند پرستيده و برگزيدند ، آن گاه بدون توشه از آن كوچ كردند آيا به شما خبر رسيده كه دنيا كسى را به آنان فديه داده باشد ، يا آنان را كمك نموده ، يا به خوبى با آنان همراهى كرده باشد

واى بر خيابانهاى آباد شما

على « ع » در بارهء سرنوشت بصره سخن مى گويد : واى بر خيابانهاى آباد و خانه‌هاى آراستهء شما ، كه بالهائى مانند بالهاى كركسان و خرطومهائى مانند خرطوم پيلان دارد ، از آن