نموده است . همسايگانى هستند كه با هم انس نمى گيرند و دوستانى كه بديدن يكديگر نمى روند . نسبت هاى آشنائى ميان آنها كهنه شده و اسباب برادرى از آنان قطع گرديده است ، ازين رو همگى با اين كه يك جا گرد آمدهاند تنها هستند و با اين كه دوست يكديگر بودند از هم دورند . نه براى شب صبحى مى شناسند و نه براى روز شبى هر يك از شب و روزى كه در آن كوچ كردهاند براى آنان هميشگى است .
به ترس و وحشت مبتلا مى سازند
قسمتى از خطبهء زيبائى است كه امام « ع » در ضمن آن در بارهء دنيا سخن مى گويد : ساكن آن كوچ كننده و مقيم آن جدا شونده است . مانند بادهاى سختى كه كشتى را در ميان امواج كوه پيكر دريا مى شكند ، اهل خود را به جنبش در مى آورد . در نتيجه بعضى از مردم غرق مى گردند و برخى رهائى يافته در دل موجها دست و پا مى زنند و بادها با دامن خود آنان را به حركت در آورده و به ترس و وحشت مبتلا مى سازند پس