و اگر نبود اجل و مدتى كه براى آنان معين شده ، لحظهاى جان در بدنشان قرار نمى گرفت . به اعمال اندك خود خشنود نمى شوند و عمل زياد را زياد نمى دانند . ازين رو خود را متهم مى دانند و از كردار خويش هراسانند اگر يكى از آنان را بستايند ، از آنچه در بارهء او گفته شده مى ترسد و مى گويد : من از ديگرى به خود داناترم و پروردگارم به من داناتر از من است . خداوندا مرا به آنچه مى گويند مؤاخذه مكن و مرا بهتر از آنچه مى پندارند قرار ده و گناهان مرا كه نمى دانند ببخش . نشانهء پرهيزكار آن است كه مى بينى در خوش خوئى دورانديش و در يقين با ايمان است . در ثروت ، ميانهرو ، و در عبادت فروتن است . هنگام تنگدستى آراسته جلوه مىكند و در سختى بردبار و در هدايت شادمان است و از طمع دورى مى جويد . بردبارى را با دانش و گفتار را با كردار مى آميزد . از او انتظار خوبى مى رود و از شر او ايمنى است . كسى را كه به او ستم نموده مى بخشد و به كسى كه او را محروم نموده احسان مىكند و به كسى كه از او جدا گرديده مى پيوندد ، در حالى كه از سخن زشت دور است و گفتارش نرم و كار پسنديدهاش آشكار
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 272
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٧٢
هامش
( 1 ) - يعنى بخاطر كوتاهى در اعمال خود ترسانند .