كارى قدرت نداريد ، ولى مرا به پرهيزكارى و كوشش و پاكدامنى و درستكارى كمك كنيد . به خدا قسم من از دنياى شما زرى نياندوخته و از غنائم آن مال فراوانى ذخيره نكردهام و با جامهء كهنهام لباس كهنهء ديگرى آماده ننموده و وجبى از زمين را در تصرف نگرفتهام .
اگر مى خواستم ، به صاف شدهى اين عسل و مغز اين گندم و بافتههاى اين ابريشم راه مى بردم ، ولى هيهات كه خواستهء بى جا بر من پيروز گردد و حرص ، مرا به انتخاب خوراكها بكشاند ، در حالى كه شايد در حجاز يا يمامه كسى باشد كه طمع در قرص نان نداشته و سيرى را به ياد ندارد يا با شكم پر بخوابم در حالى كه اطراف من شكم هاى گرسنه و جگرهاى تشنه باشند .
آيا از خودم به اين قانع باشم كه به من زمامدار مؤمنان بگويند ، در حالى كه با مردم در سختى هاى روزگار شريك نباشم گويا من گويندهاى از شما را مى بينم كه مى گويد : « اگر خوراك پسر ابو طالب اين است پس ضعف و سستى ، او را از جنگ با همرديفان و برابرى با دليران باز مى دارد » بدانيد درخت بيابانى چوبش سختتر ، و درختهاى سبز و خرم پوستشان نازكتر است و گياههاى صحرائى سوخت آنها قويتر و خاموشى آنها ديرتر است به خدا قسم اگر عرب بر جنگ من يكديگر را پشتيبانى و كمك كنند هرگز روى از آنان بر نمى گردانم .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥٢