تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
حق ندارى در كار رعيت به ميل خود رفتار نمائى ، در حالى كه در دستهاى تو مالى از مال خداوند بزرگ وجود داشته باشد و تو از خزانه‌داران آن باشى تا آن را به من تسليم كنى . آرزو دارم من بدترين حكمرانان براى تو نباشم والسلام .

با شمشيرم ترا مى زنم

قسمتى از نامه‌اى است كه امام « ع » آن را به يكى از فرمانداران خود كه بيت المال را ربوده و به حجاز فرار كرده بود ، نوشته است : پس هنگامى كه در اثر خيانت شديد به مردم ، قدرت يافتى ، در حمله سرعت نموده و زود برجستى و مانند گرگى كه بى پروا ، بز از پا افتاده را مى ربايد ، اموال آنان را كه براى بيوه‌زنان و يتيمان خود اندوخته بودند و تو بر آن دست يافتى ربودى و با گشادگى سينه ، بدون آنكه از گناه ربودن آن بپرهيزى ، آن را بسوى حجاز بردى . چگونه آشاميدنى و غذا را بر خود گوارا مى دارى در حالى كه مى دانى حرام مى خورى و حرام مى آشامى پس از خدا بترس و اموال اين گروه را به آنان بازگردان كه اگر اين كار را نكنى و خداوند مرا بر تو قدرت دهد همانا در بارهء تو نزد خدا عذر مى آورم و با شمشيرم ترا

هامش
( 1 ) - يعنى ترا به كيفرى مى رسانم كه از اين كار تو ، نزد خدا معذور باشم .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 250 | جورج جرداق / انصارى