تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
اى انسانهاى گوناگون و دلهاى پراكنده كه بدنهايتان حاضر و خردهايتان از شما پنهان است من شما را بسوى حق توجه مى دهم و شما مانند رم كردن بز از صداى شير ، از آن فرار مى كنيد اى كاش مى شد به وسيله‌ى شما عدالت پنهان را آشكار سازم يا انحراف حق را راست گردانم . خدايا تو مى دانى كه آنچه از ما انجام گرفت بخاطر هم چشمى در سلطنت و بدست آوردن مال دنيا نبود ، بلكه براى اين بود كه آثار دين تو را باز گردانيم و صلح و آرامش را در شهرهاى تو آشكار سازيم تا بندگان ستمديده‌ات از امن و آسودگى برخوردار گردند . شما دانستيد كه سزاوار است حكمران بخيل نباشد تا به اموال مردم چشم طمع بدوزد ، و جاهل نباشد تا مردم را به نادانى خود گمراه كند ، و ستمگر نباشد تا در اثر ظلم خود مردم را نابود سازد ، و به اموال خيانت نكند تا طايفه‌اى را بر گروه ديگر برترى دهد ، و در قضاوت رشوه نگيرد تا حقوق مردم را از بين ببرد .

به كمك ستمديده

به سخن ديگرى از على « ع » توجه كنيد من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى خود مى خواهيد اى مردم ، مرا بر زيان خود كمك دهيد . به خدا قسم با ستمديده از روى عدالت رفتار مى كنم و حق او را از ستمگر مى گيرم و ستمكار را با