تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
آيا هنگامى كه ( اهل شام ) از روى مكر و نيرنگ و خدعه و حيله ، قرآنها را بر نيزه‌ها بالا بردند نگفتيد اينها برادران ما و اهل دعوت ما هستند كه از ما درخواست ترك جنگ كرده و به كتاب خداوند سبحان آرامش جسته‌اند و مصلحت است كه درخواستشان پذيرفته شود و غم و اندوهشان بر طرف گردد آن گاه من به شما گفتم : اين كارى است كه ظاهرش ايمان و باطنش دشمنى و اولش مهربانى و آخرش پشيمانى است ، روش خود را دنبال كنيد و براهى كه مى رفتيد ادامه دهيد و بصداى فرياد كننده توجه نكنيد كه اگر درخواست او پذيرفته شود گمراه مىكند و اگر رها شود ذليل و خوار مى گردد ولى اين كار انجام گرفت و ديدم شما بر آن اقدام و كوشش نموديد . به خدا قسم اگر از پذيرفتن حكومت حكمين امتناع كرده بودم هيچ واجبى از آن بر من لازم نمى شد و خداوند گناه امتناع آن را بر من بار نمى كرد و به خدا سوگند اگر به آن اقدام مى كردم سزاوار بودم كه از من پيروى شود ، و كتاب خدا با من است ، از روزى كه با آن مصاحبت كرده‌ام از آن جدا نشده‌ام ما با پيامبر خدا « ص » بوديم و قتل و خونريزى ميان پدران ، فرزندان ، برادران و خويشاوندان دور مى زد و ما در برابر مصيبت ها و سختى ها ، به ايمان و اقدام به حق و تحمل درد زخمها مى افزوديم . ولى امروز در اثر انحراف و اشتباه و تأويلى كه در اسلام داخل شده است با برادران مسلمان خود مى جنگيم . پس اگر وسيله‌اى كه خداوند به سبب آن پراكندگى ما را جمع آورى كند ،