تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
مرد دليرى است ولى علم جنگ ندارد خدا پدرشان را بيامرزد آيا كداميك از آنان نيرومندتر و سابقه‌دارتر از من در جنگ بودند هنوز بسن بيست سالگى نرسيده بودم كه آماده‌ى جنگ شدم و اكنون زياده از شصت سال از عمرم مى گذرد ، و ليكن كسى كه فرمانش را نمى برند رأى و تدبير ندارد

اگر با اين شمشيرم بينى مؤمن را بزنم

سخنى از على « ع » : اگر با اين شمشيرم بينى مؤمن را بزنم كه با من دشمن شود دشمنى نخواهد كرد ، و اگر دنيا را دربست بر منافق سرازير كنم تا مرا دوست داشته باشد ، مرا دوست نخواهد داشت

آيا ندانسته سخن مى گوئيد

قسمتى از خطبه‌اى است كه على « ع » در ضمن آن اصحاب سهل انگار خود را سرزنش مىكند : اى مردمى كه بدنهايتان جمع و خواسته‌هايتان گوناگون است ، سخن شما سنگهاى سخت و محكم را نرم مىكند و كار شما دشمنان را