تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢

من بينى و چشم اين كار را زده‌ام و ظاهر و باطن آن را زيرورو كرده‌ام و چاره‌اى براى خود نديدم جز آنكه بجنگم يا كافر گردم . او ( عثمان ) بر مردم حكومت مى كرد و بدعتهائى پديد آورد و باعث گفتگو بين مردم شد ، مردم هم حرفها زدند آن گاه خشم كرده و او را دگرگون ساختند .

از سرزنش شما خسته شدم

قسمتى از خطبه‌اى است كه امام « ع » آن را در زمينهء وادار كردن اصحاب خود به جنگ با مردم شام ، ايراد نموده است : اف بر شما ، راستى من از سرزنش شما خسته شدم وقتى شما را به جنگ دشمن دعوت مى كنم چشمهايتان دور مى زند ، گويا در سختى مرگ و مستى غفلت قرار گرفته‌ايد شما درست مانند شترانى هستيد كه ساربانهايشان آواره شده‌اند ، هرگاه از طرفى جمع مى شوند از سوى ديگر پراكنده مى گردند با شما حيله مى كنند و شما حيله
هامش
( 1 ) - اين جمله مثل معروفى است كه عرب در زمينهء كنجكاوى در بحث و انديشه به كار مى برد .
( 2 ) - منظور از كفر در اينجا گناه است زيرا ترك جنگ ، بى اعتنائى به نهى از منكر است و اين خود گناه محسوب مىشود .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 202 | جورج جرداق / انصارى