تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آن گاه لشكريان با غنيمت فراوانى باز گشته‌اند در حالى كه به هيچكدام زخمى نرسيده و خونى از آنان ريخته نشده است . راستى اگر مرد مسلمانى پس از اين حادثه در اثر اندوه بميرد نبايد او را سرزنش كرد بلكه به مرگ سزاوار است . شگفتا به خدا قسم اجتماع آنان بر باطل و تفرقهء شما در حق ، دل را مى ميراند و غم و اندوه ببار مى آورد . واى بر شما ، دلهايتان از غم و اندوه پر باد . شما آماج تير آنان قرار گرفته‌ايد : به شما يورش مى برند و شما حمله نمى كنيد ، با شما مى جنگند و شما نمى جنگيد و معصيت خدا را مى كنند و شما خشنود هستيد . اگر در تابستان شما را به جنگ با آنان فرمان دهم مى گوئيد اينك شدت گرما است به ما مهلت ده تا از شدت گرما كاسته شود ، و اگر در زمستان شما را به نبرد با آنان دستور دهم مى گوئيد اكنون شدت سرما است به ما فرصت ده تا سرما بر طرف گردد ، همه‌ى اينها براى فرار از سرما و گرما است ، به خدا قسم شما از شمشير زودتر فرار خواهيد كرد . اى مرد مانندهائى كه مرد نيستيد و عقلهاى شما مانند عقل كودكان و پرده‌نشينان است ، اى كاش شما را نمى ديدم و نمى شناختم شناختنى كه به خدا قسم پشيمانى و تأسف و اندوه بدنبال دارد خدا شما را بكشد كه سينه‌ى مرا از خشم پر كرديد و با نافرمانى و بى اعتنائى به من ، رأى و انديشه‌ام را تباه ساختيد تا آنكه قريش گفتند : پسر ابو طالب