تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
ديدند و شنيدند و بخاطر سپردند و دانستند كه مردم نزد ما در حق برابرند ، در عين حال بسوى خودپرستى گريختند ، خدا آنان را از رحمتش دور گرداند سوگند به خدا آنها از ستم فرار نكردند و به عدل و داد نپيوستند

اى مرد مانندها . . .

خطبه‌اى است كه امام « ع » پس از يورش سفيان بن عوف به شهر انبار ، ايراد كرده است . شهر انبار در ساحل شرقى فرات قرار دارد . معاويه به منظور آنكه مردم عراق را بترساند سفيان بن عوف را به آن سامان روانه ساخت . على « ع » به مردم چنين خطاب مىكند : اين برادر غامد است كه سوارانش به شهر انبار رسيده و حسان بن حسان بكرى را كشته‌اند و سواران شما را از مرزهاى شهر دور كرده و مردان شايسته‌اى را از شما به خاك و خون كشيده‌اند . به من خبر رسيده كه يكى از آنان بر يك زن مسلمان و يك زن ذمى وارد مى شده و خلخال ، النگو ، گردن بند و گوشواره‌هاى او را مى كنده و آن زن جز با گريه و زارى و درخواست بخشش ، نمى توانسته از او جلوگيرى كند .