بسيارى از آنان را از خود دور كرد . اين عمل براى على « ع » - كه قلب عظميش از انتقام بيزار بود - بزرگ تلقى شد ، از اين رو به عبد الله بن عباس نامهاى نوشت و او را سرزنش نمود و از اين عمل جلوگيرى كرد و حقيقتى را كه ما امروز نسبت به آن تجاهل مى كنيم بيان فرمود ، آن حقيقت اين كه : رئيس حكومت نيز نسبت به كارهاى مأمورين خود كه بر مردم گماشته شدهاند مسئوليت دارد . فرمود : مردم بصره را با احسان و نيكوئى شاد گردان و گره ترس را از دلهايشان باز كن به من خبر رسيده است كه با بنى تميم بداخلاقى و خشونت مى كنى ، اى ابو العباس - خدا ترا رحمت كند - در نيكى و بدى كه بر دست و زبانت جارى مىشود مدارا كن زيرا ما هر دو در اين جهت با هم شريك هستيم و چنان كن كه گمان نيكوى من به تو باشد و انديشهء من در بارهء تو سست نگردد
هامش
( 1 ) - امام « ع » مى خواهد به او دستور دهد كه در تمام گفتهها و كارهاى خوب و بد تحقيق كند و هرگز شتاب ننمايد ، زيرا وى فرماندار و نمايندهء او است و بايد در كارها با يكديگر شريك باشند .