كردند . گرفتار طلحه شدم كه باطنش درك نشدنى و نيرنگش پايان ناپذير بود
سخن مى گوئيد اما لال هستيد
قسمتى از خطبهاى است كه على « ع » در ضمن آن پيروان خود را در كوفه سرزنش مىكند : اگر خداوند به ستمگر مهلت دهد كيفر او از بين نمى رود و خداوند بر گذرگاه راهش در كمين است . آگاه باشيد ، قسم به آن كسى كه جانم در دست او است اين گروه بر شما چيره خواهند شد ، اين بدان جهت نيست كه آنان از شما به حق سزاوارترند بلكه بخاطر اين است كه آنها بسوى باطل زمامدار خود شتاب ميكنند و شما در حق من كندى مى كنيد . هميشه ملتها از ظلم حكمرانان خود مى ترسيدند و اينك من از ستم افراد ملتم هراس دارم من شما را براى جهاد روانه كردم شما نرفتيد ، به شما گوشزد كردم نشنيديد ، آشكارا و پنهانى از شما دعوت نمودم اجابت نكرديد ، به شما اندرز دادم نپذيرفتيد . راستى آيا شما حاضريد و مانند غائبان هستيد و بندهايد و همچون اربابان مى باشيد حكمت ها را براى شما مى خوانم از آن فرار مى كنيد ، با موعظه به شما پند مى دهم از آن دورى مى جوئيد و شما را به جهاد با ستمگران تحريك مى كنم هنوز سخنم تمام نشده مى بينم مانند جمعيت سبا پراكنده