تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
آنها بيرون آمدند و همسر پيامبر خدا را بسوى بصره مى كشيدند : زنان خود را در خانه‌ها نگاه داشته بودند و نگاهداشته‌ى پيامبر خدا را در برابر خود و ديگران در ميان لشكر نمايان ساختند . لشكرى كه از آنان مردى نبود مگر آنكه اطاعت مرا به گردن گرفته و بدون اكراه ، از روى ميل با من بيعت كرده بودند . آنان به فرماندار من در بصره و خزانه‌داران بيت المال مسلمين و مردم بصره وارد شده و گروهى را از روى نيرنگ كشته و عده‌اى را آن قدر زدند كه مردند به خدا قسم اگر دست نمى يافتند به مسلمانان مگر به يك نفر كه او را عمدا بدون آنكه مرتكب گناهى شده باشد بكشند همانا كشتن همه‌ى آن لشكر بر من حلال بود

كسانى كه با من جنگيدند

على « ع » در باره‌ى خصوصيات جنگ جمل سخن مى گويد : من در جنگ جمل دچار شجاع ترين و ثروتمندترين و بخشنده‌ترين مردم گرديدم . با افرادى روبرو شدم كه در ميان مردم از همه بيشتر فرمانبردار داشتند و از نظر جمعيت و نيرنگ بازى كامل ترين مردم بودند : دچار زبير گرديدم كه هرگز روى گردان نبود . گرفتار يعلى بن منيه شدم كه اموال را بر شتران فراوانى حمل مى كرد و به هر نفرى يك اسب و سى دينار مى داد تا با من بجنگد . دچار عايشه شدم كه هرگز چيزى را با دست اشاره نكرد مگر آنكه مردم از او پيروى