شدهايد و به مجالس خود باز مى گرديد و يكديگر را به پندهاى خود فريب مى دهيد .
اى كسانى كه بدنهايشان حاضر و عقلهايشان ناپيدا و خواستههايشان گوناگون است و زمامدارانشان به سبب آنان گرفتار شدهاند ، زمامدار شما اطاعت خدا مىكند در حالى كه شما نافرمانى او مى كنيد ، و زمامدار مردم شام معصيت خدا مىكند در حالى كه مردم از او اطاعت ميكنند به خدا قسم دوست داشتم معاويه - همانطور كه دينار را با درهم مبادله مىكند - شما را مبادله ميكرد و ده نفر از شما را از من مى گرفت و يك نفر از خودشان به من تحويل مى داد .
اى مردم كوفه ، من از ناحيهى شما به سه مصيبت و دو مصيبت گرفتار آمدم : گوش داريد اما كر هستيد و سخن مى گوئيد اما لال هستيد و چشم داريد اما نابينا هستيد ، نه هنگام ملاقات ، آزادگانى راستين هستيد و نه موقع گرفتارى ، برادرانى مورد اطمينان
هرگز از دشمن انتقام نگيريد
قسمتى از نامهاى است كه على « ع » به عبد الله بن عباس فرماندار خود در بصره نوشته است . قبيلهى بنى تميم چون در حادثهء جمل با طلحه و زبير بودند عبد الله بن عباس بر آنان سخت گرفت و