تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
حقوق انسانى برخوردار گردد و تمام واجبات ، بر عهده‌ى او باشد و بر اساس اين حقوق و واجبات ، از محبت انسانى بهره‌مند شود و ديگران را بهره‌مند گرداند آيا اعراب جاهليت و بعد از جاهليت ، از فرزند پسر خوشحال نمى شدند و آن را به فال نيك نمى گرفتند و فرزند دختر آنان را اندوهناك نمى كرد و آن را به فال بد نمى گرفتند آيا اين سخن شگفت آورى كه فرزدق پس از مرگ همسرش با اين كه او را دوست مى داشت ، در بارهء او گفت ، نمايشگر نظريهء عصر او كه متصل به عصر على « ع » است ، در بارهء زن نمى باشد : براى انسان آسانترين مرده از ميان دوستانش كه مرگ او فرا رسيده ، كسى است كه نقاب داشته باشد . يعنى آسانترين مرده براى انسان از ميان دوستان و آشنايانش مرده‌اى است كه نقاب مى زند و منظورش زن است . بنا بر اين زن از نظر فرزدق شايستهء آن نيست كه براى او گريه كنند و در مرگ او اندوهناك باشند . چرا فقط بخاطر اين كه زن است على « ع » با وجود اين كه از مردم همان زمان بود لكن از نظر انديشه و ديد و احساس ، نافذترين و ارزنده‌ترين و عميق ترين آنان بشمار مى رفت . او در ضمن سخنانى كه پيروان اين انديشهء احمقانه را سرزنش كرده ، مى گويد : « برخى از آنان پسر را دوست دارند و از دختر بدشان مى آيد . . . » در اين صورت پسر و دختر از نظر على « ع » يكى است و تنها صفت « انسان » همگى را جمع مىكند .