عدالت و تساوى برقرار است . تحمل طبيعت ، قانون كيفر و پاداش را در تمام مظاهر خود ، ناشى از عدالت و تساوى مزبور است . بديهى است در اين صورت بايد نيروهاى طبيعت نيز اعم از جماد و حيوان درهم آميخته شوند و بطور اشتراك شروع به فعاليت كنند .
از آنجا كه صفات انسان و اخلاق و احساسات و اميال او از عناصر تركيبى و اتحادى حيات - كه شخصيت انسان را تشكيل مىدهد - سرچشمه مى گيرند ، صفات و حالات مزبور ، درهم آميخته شده و بطور اشتراك شروع به كار مى كنند . بررسى و سنجش عميق و بدنبال آن قواعد علمى جديد كه اكتشافات خود را بر پايههاى ويژهاى استوار ساخته ، مىتواند اين معنى را به اثبات برساند .
قبلا ديديم انسان از نظر على « ع » نمونهى كاملى از جهان هستى بشمار مى رود . از جمله اشعارى كه به او نسبت مى دهند شعرى است كه انسان را در آن مخاطب ساخته و مى گويد : گمان مى كنى تو جسمى كوچك هستى ، در حالى كه جهانى بزرگ در تو پيچيده شده است .
طبيعى است على « ع » در اين موقعيت ، تمام امكاناتى كه وابسته به انسان است جستجو مىكند و مظاهر عدالت جهانى و تساوى وجود را در اين « جسمى كه جهانى بزرگ در آن پيچيده شده » در ضمن چهار چوبهاى كه افكارش در آن مى چرخد ، كشف مىكند .
على « ع » بطور مستقيم عميقانه درك كرد كه ميان موجودات ،
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: جورج جرداق
ص١٠٣