مطلوب بودن توسّل به اولياء دلالت دارند . مانند : « اى پدر به لحاظ گناهانى كه مرتكب شديم براى ما طلب آمرزش كن ، همانا از خطاكاران هستيم ( پدر ) گفت : به زودى از پروردگارم براى شما طلب مغفرت مىكنم ، همانا او آمرزنده مهربان است » « 1 » .
پس جمع بين آيات جواز توسّل و آن آيات ( نهى از خواندن غير خدا ) اقتضا مىكند . كه نهى اختصاص به عبادت غير خدا داشته باشد و شامل استغاثه و طلب چيزى از غير خدا نمىشود « 2 » .
و اگر بنا باشد كه آيات طلب از غير خدا را به نحو مطلق منع كنند ، لازمهاش اين است كه يارى جستن از مردم در تمام امور حرام باشد ، و بطلان چنين منعى بديهى و روشن است و با بسيارى از آيات مخالفت دارد . مانند : « همديگر را بر نيكى
هامش
( 1 ) . يوسف ، آيه 97 .
( 2 ) . به هر حال آيات نهى كننده از خواندن غير خدا شامل مواردى است كه وجودى را در عرض خداى متعال قرار دهيم ؛ كه مصداق معبود پيدا كند ، يا وجودى كه هيچ شايستگى استغاثه را ندارد . امّا آيات جواز توسّل شامل مواردى است كه وجودى شايستگى تقرّب در نزد خدا را دارد و وجود او به عنوان مخلوق در طول وجود خدا ملاحظه شده است . و در واقع بنده خطاكار بنده شايسته خدا را واسطه قرار داده ، آن چنان كه فرزندان خطاكار حضرت يعقوب ، پدراشان يعقوب عليه السّلام ، را واسطه در طلب مغفرت قرار دادند ( م ) .