هنگام غايب بودن عالم گردانيده است . بنابر اين اعتقاد به اين كه « متوسّل به » مخلوق است و به اذن خدا چنين مقامى را پيدا كرده قطعا با شرك تنافى دارد .
آيا ملاحظه نمىكنى به اين كه حضرت مسيح - على نبيّنا و إله و عليه السّلام - پرنده را مىآفريد و مرده را زنده مىكرد ، و چنين كارى شرك نبود زيرا به اذن خداى متعال بر اين كار توانا بود . به همين نحو عالم بودن و حضور كسى كه او را مخاطب قرار مىدهيم ؛ وابسته به اذن خداى متعال است .
واضح است كه چنين كسى هيچ استقلالى در علم و حضورش ندارد ، پس اصلا شايبه شرك در آن نيست .
5 . و از ابن تيميّه نقل شده كه توسّل به اولياء و پيامبر را بدعت و حرام دانسته است « 1 » .
پاسخ :
با توجه به مباحث گذشته آگاه شدى كه آيات ، روايات و سيره بر خوشآيند بودن و مشروع بودن توسّل دلالت دارد .
هامش
( 1 ) . التوسل و الوسيلة لابن تيميّه ، ص 21 ، و الصواح بين الاسلام و الوثنية ، نوشته قصيمتى ، ج 1 ، ص 65 - 64 و الدعوة الاسلاميه ، ج 2 ، ص 29 ، به نقل از التوسل لضياء آبادى .