زنده را همان گونه كه در وقت حضور مخاطب قرار مىدهند ، در حالى كه غايب هست ، مورد خطاب قرار مىدهند و اشعارى را مىسرايند و فردى در هنگام خطاب مىگويد : اى آقاى من . . . در نزد خدا شفيع من باش ، براى ما از خدا بخواه كه ما را بر دشمن پيروز گرداند ، از خدا بخواه اين سختى و گرفتارى را از ما بر طرف كند ، به تو شكايت مىكنيم و . . . اينها نمونهاى از خطابهاى افراد به فرشتگان ، پيامبران ، صالحان بعد از مرگشان نزد قبور آنها و در غيابشان و . . . است .
و اين نوع رفتار بزرگترين شرك موجود در ميان مشركان است .
پاسخ :
پاسخ از آن شبهه بسيار روشن است ، زيرا در اين گونه توسّل شرك منتفى است ، زيرا توسّل جوينده براى كسى كه به او توسّل جسته ، استقلالى قايل نيست ، تا اين كه منتهى به شرك ذاتى شود آن گونه كه او را معبود قرار نمىدهد ، تا به شرك در عبادت مبتلا شود ، بلكه او را از مقرّبان مىبيند ، و از آن جهت كه آبرويى در نزد خدا دارد به او متوسّل مىشود ، و اين نوع توسّل شرك نيست ، زيرا سخن گفتن با كسى است كه خداوند او را از زندگانى قرار داده كه نزد خدا بهرهمند از روزى است ، يا سخن گفتن با كسى است كه خداوند او را در