خانوادهاى كه گياه مذكور بدان تعلق دارد آموخت و پيشگويى نمود . به علاوه مىتوان دريافت كه بخشى از گياه ، توسعهيافته و مسئول توليد تركيبات گوناگون از جمله اسانسهايى است كه در رايحهدرمانى بسيار مورد توجه مىباشند .
ظاهرا در هر خانواده گياهى تنها برخى اندامها مسئول توليد تركيبات هستند . به عنوان مثال در خانوادههاى نعناع و مورد ، اسانس غالبا در برگها توليد مىشود ، حال آنكه اسانس گل سرخ در گل ، اسانس مركّبات در برگ ، گل ، ميوه و اسانس كندر در ترشحات آن يافت مىشود و . . .
بازگشت تكاملى
هر گياه با عبور از مرحلهاى فيزيكى و پيكرى ، يعنى پيدايش جوانه اوّليه و سپس ريشه ، به مرحلهاى حياتى كه با ايجاد برگها همراه است وارد گرديده ، با پيدايش گل به عالىترين مرحلهء زندگى خود مىرسد و بالاخره با توليد ميوه و گل طى نوعى بازگشت تكاملى به جهان فيزيكى و مراحل ابتداى حيات ، به خويش بازمىگردد .
اسانسهاى گياهى توليد شده در ريشهها ( سنبل ختايى و
( Andropogon muricatus )
داراى نوعى انرژى زمينى بوده ، كيفيتى غذا مانند دارند . اسانسهاى مزبور چندان مهذّب و تعالى بخش نيستند ولى معمولا محرّكهاى بسيار مؤثر فرآيندهاى حياتى ( به ويژه گوارش ) موجودات زنده مىباشند ، به علاوه مصرف آنها عمدتا جهت درمان كمخونى سفارش مىشود .
سيستم برگ گياه با ساختار حياتى آن مطابقت دارد . اسانسهاى گياهى توليد شده در برگها ( از قبيل اسانسهاى اكاليپتوس ، نعناع فلفلى ،
Melaleuca viridiflora
و . . . ) ، رابطه نزديك با انرژى
Prajana
« 1 » ، يعنى دستگاه تنفسى دارند و موجب تقويت ساختار حياتى مىگردند . توسعه گسترده سيستم برگ در يك گياه نشانهاى از عدم تعادل انرژى اثيرى بوده ، بعضا ممكن است سبب ايجاد مسموميّت گردد ( مانند برخى از گونههاى متعلّق به خانواده
( Umbelliferae )
.
توليد گل ، مرحله نهايى توسعه و تكامل گياه مىباشد . مقدسترين اسانسها ( مانند اسانس گل سرخ ) به طور كامل در اين مرحله توليد مىشوند و توليد تركيباتى با رايحه خوش ، نشانهاى از فعّاليّت شديد فرافيزيكى در آنها است . اگرچه اسانسهاى يافت شده در
هامش
( 1 ) - معرفت الهى در دين بودا كه با تفكر به دست مىآيد . / م