مفهوم كلى زمينه مورفوژنتيك
نخستين بار هنگامى كه دوچرخه اختراع شد ، چندين ماه از وقت مردم براى يادگيرى راندن آن صرف شد . چقدر از وقت كودكان گرفته شد تا قادر به راندن دوچرخه خود شدند ، چند ساعت يا چند روز ؟
هنگامى كه نخستين خودرو اختراع گرديد ، غالب مردم وحشتزدهتر از آن بودند كه بخواهند حتى در مورد راندن آن فكر كنند . درحالىكه امروزه اغلب نوجوانان ، قادر به يادگيرى رانندگى در زمان بسيار كوتاهى مىباشند .
وقتى
Einstein
فرضيه نسبيت را ارائه كرد ، سالها گذشت تا معدودى از افراد قادر به فهم آن شدند ، درحالىكه اكنون اين فرضيه در دانشگاهها تدريس مىشود .
امروزه چه مدت براى يادگيرى روش استفاده از رايانه لازم است ؟ آموختن روش استفاده از رايانه به كودكان ، چه قدر وقت مىخواهد ؟
هنگامى كه فردى به كتاب جديد دانشگاهى نگاه مىكند ، چند بار اين فكر به مغز او خطور مىكند كه در مورد مطالب كتب مزبور هيچ چيز نمىداند ؟
براساس عقيده
Rupert Sheldrake
« 1 » تمام اين رويدادها با استفاده از مفهوم مورفوژنتيك توجيه مىگردند . به زبان ساده مىتوان مورفوژنتيك را به شكل چشماندازى تجسم كرد كه از كوهها ، درهها ، دشتها ، بستر رودها و . . . تشكيل شده است . جريان اطلاعات همانند جريان رودخانه به هم پيوسته است . هر قدر اطلاعات مزبور بيشتر باشد ، شيارها عميقتر شده و هر چه اطلاعات بيشترى جذب شود ، اين اطلاعات به مثابه دره يا جويبارى تازه مىگردد . مثلا ياد گرفتن روشى تازه ، موجب عميقتر شدن شيارهاى مربوطه مىشود . هر قدر مردم روش مورد بحث را بيشتر ياد بگيرند ، شيار مزبور عميقتر شده و ياد گرفتن آن روش براى افراد ديگر سادهتر خواهد شد .
البته شيار جديد فقط هنگامى كه چشماندازى مهيا باشد ، به وجود مىآيد . اين امر دليلى
هامش
( 1 ) - يادآورى مىگردد كه پژوهشهاى انجام شده توسط مؤلف در زمينه نحوه پيدايش اطلاعات كه در اواخر دهه 70 ميلادى انجام گرديد و در سال 1980 ميلادى به دانشگاه بركلى ارائه شد بسيار شبيه به نظريهR . Sheldrakeدر زمينه مورفوژنتيك مىباشد . نكته جالب توجه آن است كه نظريات مزبور ، به طور مستقل و بدون اطلاع مؤلف از تحقيقات آقاىSheldrakeصورت گرفته است .