گلها مقادير بسيار اندكى دارند ولى رايحه آنها ، مقوىترين رايحههاى تهذيبكننده و تعالىبخش موجود در طبيعت است . در گياهانى كه فعّاليّتهاى مذكور شدت دارد ، بندرت ميوه يا دانه مهمّى توليد مىگردد . وظيفه اصلى اينگونه گياهان در همينجا خاتمه مىيابد .
اين رايحهها واجد اثرى نشاطآور ( مانند ياسمين ) و حتى سمزدا ( مانند نرگس ) مىباشند .
بنابراين اسانسهاى موجود در گلها بسيار مهذّب ، تعالىبخش و پايدار مىباشند ولى استخراج آنها دشوار است و اغلب به قدرى از محدودههاى فيزيكى رايج فاصله دارند كه نمىتوان آنها را به روش تقطير استخراج نمود ( اسانس بهارنارنج و گل سرخ استثناء مىباشند ، چرا كه آنها گياهانى عمدتا متوازن بوده ، هر 2 ميوههاى خوردنى مثل پرتقال و ميوه نسترن ، توليد مىكنند ) . اسانسها نسبت به تغييرات دما بسيار حساس بوده ، مولكولهاى آنها هنگامى كه در معرض هوا قرار گيرند ، تجزيه مىشوند . به علاوه مىتوان برخى از آنها را به وسيله حلّالها نيز استخراج نمود ( مانند ياسمين ، گل مريم ، و نرگس ) .
اسانسهاى توليد شده در ميوه ( مانند ميوههاى مركّبات ، باديان رومى ، رازيانه و گشنيز ) انسان را كاملا به دنياى فيزيكى برمىگردانند ، دنيايى كه فروتنانه و عارى از خودبينى است . مصرف اينگونه اسانسها ، نيرودهنده و نشاطآور مىباشد . اسانسهاى مزبور رابطهء نزديكى با دستگاه گوارش دارند ( به ويژه اسانس آن دسته از ميوههايى كه غذا يا ادويه هستند ) .
درختان و درختچهها نيز قابليت توليد اسانس را در چوبهايشان دارند ( مانند صندل سفيد و سدر اطلس ) . اين اسانسها متمركز بوده و روند تشكيل آن به سمت مركز چوب كشيده شده است . چنين اسانسهايى قادرند كه انسان را به سادگى با جنبههاى تعالىبخش آشنا سازند و عمدتا مناسب آيينهاى مذهبى ، يوگا و مديتيشن مىباشند .
بالاخره بسيارى از درختان و درختچهها ( مانند مرمكى ، كندر ، مخروطيان و لادن ) رزين و يا صمغى خوشبو توليد مىكنند .
اسانسها رابطه بسيار نزديكى با غدد درونريز داشته ، ترشحات را كنترل مىكنند ، همچنين واجد خواص آرايشى ، بهداشتى و التيامبخش ( در بهداشت پوست و درمان زخمها و جراحات به كار مىروند ) ، نيز مىباشند .
رايحه درمانى « دانش كاربرد اسانس ها ، براى دستيابى به بهداشت و تندرستى » ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: مارسل لاوابر
ص٨٧