جهت توجيه اين حقيقت است كه اغلب موارد وقتى زمينه براى كشفى جديد آماده باشد ، بيشتر مردم اين كشف را در يك زمان انجام مىدهند . بر عكس هرگاه اطلاعات از مورفوژنتيك جريان نيابد ، راكد شده ، رسوبات در آن تجمع مىيابد . بنابراين درهها پر شده ، بستر رودها ناپديد مىشوند و اطلاعات به علت عدم استفاده دفن مىگردند .
مفهوم مورفوژنتيك ابزار بسيار مناسبى جهت توصيف فرآيندهاى تكاملى است . تكامل مورد بحث خواه تكاملى عمومى ، گونهاى ، فرهنگى و خواه شخصى باشد ، به انسان براى فهم چگونگى به وجود آمدن طرحها كمك خواهد كرد . مثلا در تكامل شخصى مىتوان ديد كه چگونه طرز تفكر مثبت ، روى زندگى فرد تأثير مىگذارد و موجب جذب تجارب مثبت مىگردد . نگارنده براساس خوشبينى علاجناپذير و نيز طرز تفكرش اعتقاد دارد ، افراد بدبين هميشه و به ويژه هنگامى كه حق با آنان است ، اشتباه مىكنند .
از لحاظ مورفوژنتيك گياهى مىتوان خانوادههاى گياهى را به صورت رودهايى پهناور در نظر گرفت كه به نهرها ( گونهها ) و جويبارهايى ( زيرگونهها و نژادهاى شيميايى ) تقسيم شدهاند . هر يك از اين رودها ، نهرها و جويبارها ، در طول سالها و در ارتباط نزديك با محيط بومى و جهانى پديد آمده است ( خانوادهها ، گونهها و اكوسيستمهاى ميكروبى ، جانورى و انسانى نيز از روند مزبور پيروى مىكنند ) .
بنابراين مىتوان ديد كه چگونه مفهوم مورفوژنتيك با نظريه
Gaia
توافقى كامل دارد .
سياره زمين موجود زندهاى است كه انسانها آن را به موجودى هوشيار تبديل نمودهاند .
اين امر بهخودىخود سبب تخريب اين سياره نمىباشد . بشر به عنوان سلولهاى هوشيار اين موجود زنده موظف است كه از كرهء زمين مراقبت نمايد ، در غير اين صورت همانند ويروسى در بدن بيمار عمل كرده و بدين ترتيب اين موجود زنده آرزوى خلاص شدن از شر انسان را خواهد داشت .
زمين ( بدنى كه انسان در آن زندگى مىكند ) ، در حال گذر از دوران بحرانى و شديدا سمّى است . براى آن دسته از افرادى كه با شفادهندههاى طبيعى آشنا مىباشند ، مسئله مزبور به اين معنا است كه سياره زمين احتمالا مىبايست تغييرات قابل توجهى را متحمل گردد . اين امر يك ضرورت است و هيچ ملاحظه اقتصادى ( و يا ساير ملاحظات ) ، قادر به مقابله با چنين ضرورت مطلقى نمىباشد . هماكنون نوعى آگاهى بسيار وسيع و جهانى نسبت به اين بحران ايجاد شده است كه مىتوان آن را به عنوان مكانيسم طبيعى حمايت از سياره زمين تلقى كرد . لازم است اين حركت به سرمايهاى تبديل شود و هماكنون مىبايست اقدام گردد . بشر قادر به انجام چنين كارى به صورت منفرد و يا جمعى است .