تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
خوشا به حال فروتنان در دنيا كه در قيامت بر تخت هاى پادشاهى بالا مىروند . اى " هشام " كم گفتن حكمت بزرگى است پس بر تو باد به خاموشى " زيرا كه آرامش نيكو وموجب كمي گناه وسبك بارى انسان است . با شكيبايى حلم را نگاهداريد ، چه بي شكيبايى نگاهدارى آن ممكن نيست . همانا خداوند عزيز وبزرگ دشمن كسى است كه بي جا بخندد وبيهوده به تكاپو پردازد . وبر زمامدار لازم است كه مانند شبان از رعيت خود غفلت نكند وبه آنان بزرگى نفروشد . چنان كه در آشكار از مردم شرم مىكنيد در نهان هم از خداوند شرم نماييد وبدانيد كه حكمت گم گشته مؤمن است پس بر شما باد به كسب دانش پيش از آنكه از دست شما برود . واز دست رفتن آن پنهان شدن دانشمند از شماست . اى " هشام " آنچه را نمىدانى ياد گير وآنچه را مىدانى به نادان بياموز . دانشمند را براي دانشش بزرگ شمار وبا أو منازعه مكن ، ونادان را براي نادانيش كوچك شمار ولى أو را از خود مران بلكه أو را نزد خود خوانده بوى دانش بياموز . اى " هشام " هر نعمتي كه شكرش را بجا نياورى مانند گناهى است كه مورد مؤاخذه خواهى شد " أمير مؤمنان علي ( ع ) " فرمود كه خدا را بندگانى مىباشد كه ترس وى دلهاى آنان را شكسته وزبانشان را بسته وهمانا ايشان سخنوران ودانشمندانى هستند كه در راه خدا با كارهاى خوب مسابقه مىكنند . به نظر آنان عبادت هر چند زيادتر باشد كم جلوه مىكند وخود را به عبادت كم قانع نمى سازند ، خود را بدترين مردم مىدانند با اينكه زيركان ونيكوكارانند . اى " هشام " شرم از ايمان است وايمان موجب بهشت است . وبي شرمى وبد گوئى از جفا ( بي أدبي ودرشت خوئى ) است وجفا موجب دوزخ است . اى هشام مردم نسبت به سخن گفتن سه گونه‌اند : 1 - سود برنده . وآن كسى است كه در سخن گفتن به ياد خدا باشد . 2 - سالم وآن كسى است كه خاموشى را اختيار كند . 3 - هلاك شونده وآن كسى است كه سخنان باطل گويد . همانا خداوند بهشت