تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
سركش ترين مردم نسبت به خداوند كسى است كه غير زننده خود را بزند ، وغير كشنده خود را بكشد . وهر كس غير پيشواى دين خود را دوست دارد وبه پيشوايى أو تن در دهد نسبت به ديني كه خدا بر پيغمبرش نازل فرموده كافر باشد . وهر كس بدعت گذارد يا بدعت گذارى را پناه دهد ، خداوند هيچ توبه وفديه‌يى را از أو روز قيامت نپذيرد . اى " هشام " برترين چيزى كه انسان ، بدان به خدا نزديك مىشود بعد از شناختن أو ، نماز ونيكى به پدر ومادر وترك حسد وخودپسندى وفخر بر مردم است . اى " هشام " در انديشه آتيه خود باش وفكر كن كه چه روزى در پيش دارى براي آن روز كه روز مسئوليت است عذر وپاسخ فرآهم كن . از روزگار واهلش پند بگير زيرا هر چند طولانى است ولى كوتاه است . چنان كار كن كه گويا پاداش عملت را مىبينى وچنانچه پاداش عملت را مشاهده كنى رغبتت در عمل زيادتر ومعرفتت نسبت به خدا بيشتر خواهد شد . در تحولات روزگار وحالات آن فكر كن زيرا آينده مانند گذشته است پس از گذشته پند بپذير . " علي بن الحسين ( ع ) " فرمود آنچه در خاور وبه اختر از دريا وصحرا وكوه ودشت آفتاب بر آن مىتابد نزد دوستان خدا وأهل معرفت جز مانند سايه زودگذر چيزى نيست آيا آزاد مردى نيست كه اين لماظه ( 1 ) ( دهان زده ديگران ) را براي اهلش ترك كند ؟ بهاى جانهاى شما جز بهشت چيزى نيست پس به غير بهشت مفروشيد زيرا كسى كه از نعمتهاى خدا به دنيا قانع شود به چيز پستى خشنود شده است . اى " هشام " همانا همه مردم ستارگان را مى بينند ولى استفاده از آنها مخصوص كساني است كه از علم نجوم ومجارى ومنازل آنها اطلاع داشته باشند . شما هم حكمت را مىخوانيد ولى استفاده از آن ويژه اشخاصى است كه به آن عمل كنند .
هامش
( 1 ) لماظه در لغت بمعنى ذراتى است كه از طعام وغذا در دهان باقي مىماند . وتعبير از دنيا به لماظه تعبير لطيفى است واشاره است به اينكه هر چه از دنيا نصيب انسان شود ديگران قبلا از آن استفاده كرده اند مانند غذائى كه جويده وبلعيده باشند ودر بن دندانها مقدارى از آن را باقي گذاشته باشند كه فاسد شده باشد .