تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
را بر بد زبان بي شرمى كه باك ندارد از اينكه هر چه بخواهد بگويد وهر چه بخواهند در حق أو گويند حرام كرده است . " أبو ذر " رضوان الله عليه مىگفت : اى جوياى دانش همانا اين زبان كليد خير وشر است چنان كه به كيسه طلا ونقره مهر مىزنى به دهانت مهر بزن . اى " هشام " بد بنده يى است بنده دو رو وبد زبان كه در حضور برادر ديني أو را ثناى بي حد گويد ودر غيابش از وبد گويى كند ، نسبت به نعمت وثروت أو حسد ورزد ، وهنگاميكه گرفتار شود أو را يارى نكند . همانا خوبيى كه پاداشش زودتر مىرسد احسان ببندگان خداست وبه ديى كه كيفرش زودتر مىرسد ستمكارى است . وهمانا بدترين بندگان كسى است كه مردم از مجالستش براي بد زبانيش دورى كنند . وآيا جز سخن زشت چيزى مردم را به آتش مىاندازد ؟ ! واز نيكى اسلام مرد ، ترك كردن أمور بيهوده است . اى " هشام " تا انسان بيم واميد از خدا نداشته باشد مؤمن نيست وانسان داراى بيم واميد نخواهد بود مگر آنكه براي دورى از آنچه نسبت به آن اميد دارد ونزديكى به آنچه از آن بيم دارد بيمناك باشد . اى " هشام " - خداوند بزرگ وعزيز فرمود سوگند به عزت وجلالت وبزرگى وتوانائى ونورانيت ورفعت مكانم ، هر آن بنده كه خواست مرا بر هواي نفس خويش مقدم دارد روح بي نيازى به أو بخشم وآخرت را وجهه همت أو قرار دهم ووسايل معاش أو را فرآهم نمايم وآسمان وزمين را ضامن روزى أو قرار دهم وسود از دست رفته أو را جبران كنم . اى " هشام " خشم كليد بدى است كاملترين مؤمنان از جهت ايمان خوش خوترين آنان است . در صورت معاشرت با مردم اگر مىتوانى فقط با كسى معاشرت كن كه از جهت بخشش نسبت به أو زبردست باشى نه زير دست . اى " هشام " با مردم مدارا كن چه مدارا خوب ، وبد رفتارى شوم است . همانا مدارا ونيكى وخوش خوئى شهرها را آباد مىكند وروزى را مىافزايد . اى " هشام " فرموده خداوند : ( هل جزاء الاحسان الا الاحسان ) آيا پاداش