تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
باشد كه ترمز ماشين از تأثير بيفتد در اين حال شوق مؤكد اعصاب وعضلات را با چنان شدتي تحريك كرده وبه كار انداخته كه ترمز اختيار از كار افتاده است در اين صورت مىتوان گفت كه فعل از حدود اختيار بيرون رفته وبر اين فعل كيفر ونكوهشى نباشد مگر اينكه در فرآهم كردن زمينه ومقدمات تقصير كرده بالاختيار خود را مسلوب الاختيار كرده باشد . اين است معناى اختيار انساني وچون اختيار خداوند جهان حاكم بر اختيار انسان ومانند ترمزى فوق ترمز است خداوند معزول از سلطنت نيست وچنانچه بر حسب مصالح جلو بنده را نگيرد وفعل به اختيار بنده انجام شود مسؤليتش به عهده أو مىباشد . ( 5 ) روايتي كه " هشام بن الحكم " در بطلان تناسخ از معصوم نقل كرده است " علامه مجلسي " در " جلد دوم كتاب بحار الأنوار " در باب ابطال تناسخ از كتاب " احتجاج طبرسى " از " هشام بن الحكم " روايتي آورده كه خلاصه‌اش به فارسي چنين است : " هشام بن الحكم " : " زنديقى " از " امام صادق ( ع ) سؤال كرد وعرضه داشت خبر ده مرا از كساني كه قائل بن تناسخ شده اند اين عقيدة را از كجا آورده وبا چه حجتي بر اين مذهب پايدار مانده اند ؟ " امام " : أصحاب تناسخ به حقيقت ، راه دين را پست سر گذاشته وگمراهى را براي خود آرايش نموده وخود را به شهوات آغشته وآميخته‌اند وگمان كرده اند كه عالم بالا تهى است وچيزى از آنچه گفته مىشود در آن نيست ونظر بروايت ( ان الله خلق آدم على صورته ) مدبر اين جهان به صورت آدميان است . نه بهشت ودوزخى در كار است ونه بعث ونشور . نزد ايشان قيامت عبارت از بيرون آمدن روح از قالبى ووارد شدن به قالب ديگر است چنانچه نيكوكار باشد پس از بيرون آمدن از قالبش در اين جهان به قالب ديگرى كه نيكوتر از قالب أول ودر أعلى درجه نكويى باشد