تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
چون اين مسأله از مسائل پيچيده مذهبي ولغزشگاه قدم دانشمندان است وجبريان وراه زنان دين وايمان را در خود مختارى بشر شبهات گيج كننده ومغالطات فريبنده اى است كه گاهى دانشمندان براي فرار از آن شبهات ناگزير از سقوط در مغاك هولناك تفويض شده اند ، وجوه عديده در معناى امر بين الامرين نوشتم كه شايد يكى از اين وجوه اضطراب خاطر مشوشى را تسكين دهد واز پرتگاه سقوط جبر وتفويضش برهاند مع الوصف به نظر نگارنده هيچ يك از اين وجوه صد در صد شفا بخش خاطر از بيمارى وسوسه جبر نيست . وپس از تأمل ودقت بسيار آنچه در حل اين معما به نظر مىرسد اين است كه پروردگار جهان در هر فاعل مختارى نيرويى آفريده كه حاكم بر تمام قواى فعاله وخلاقه أو است واز آن تعبير به اختيار مىكنيم وبر خلاف آنچه بين حكما ودانشمندان معروف است كه مىگويند فعل اختياري عبارت از آن فعلى است كه مسبوق به علم واراده باشد وچيزى ديگرى را ملاك اختياري بودن فعل نىمدانند ، از نظر ما فعل اختياري عبارت از آن فعلى است كه مسبوق به اختيار باشد وصرف مسبوقيت به علم وارده كافى در اختياري بودن فعل نيست . واختيار يك نيروئى است غير علم واراده وشوق وعزم وتصميم وساير مقدمات فعل بلكه يكى از قوا ونيروهايى است كه پروردگار جهان به جانداران عنايت فرموده . براي توضيح اين نيرو مىتوان آن را به ترمز ماشين تشبيه كرد اراده وشوق مؤكد مانند برقى كه چرخهاى نقاله ماشين را به حركت ميآورد اعصاب وعضلات انساني را كه چرخهاى ماشين تن وبدن مىباشند به حركت ميآورد چنان كه راننده اگر ترمز دستى وپايى را آزاد نكند ماشين حركت نخواهد كرد ودر عين حركت ودوران چرخها با يك فشار ترمز فورا چرخها از حركت ودوران مىماند ، همچنين تا نيروى اختيار طرف فعل را انتخاب نكند وچرخهاى بدن را آزاد نگذارد چرخهاى بدن شروع به فعاليت نكنند ودر عين دوران وفعاليت چرخهاى بدن اين ترمز يعنى اختيار مىتواند عضلات را متوقف سازد مگر در صورتي كه چرخها چنان دور گرفته باشند كه ترمز را نيروى مقاومت وتوقف وبازداشتن باقي نماند مانند هنگاميكه چرخهاى ماشين بقدرى دور برداشته