تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
كه بعضي از آنها را در دسترس خوانندگان قرار مىدهيم : " الف " - مرحوم " شيخ مفيد " أعلى الله مقامه در تحقيق امر بين الامرين فرموده است : " جبر " عبارت از اين است كه كسى را بقهر وغلبه بكارى وا دارند ودر حقيقت ، جبر عبارت از اين است كه فعلى را در مخلوق بدون اينكه قدرت بر دفع وامتناع از وجودش داشته باشد ايجاد نمايند . وگاهى هم جبر اطلاق بر اين معنى مىشود كه با ارعاب وتهديد در كسى داعى بكارى ايجاد كنند كه خود به قدرتش آن كار را انجام دهد . لكن معنى حقيقي جبر همان معنى أول است . وطرفداران جبر مىگويند كه خداوند در بندگان طاعت ومعصيت را بدون اينكه قدرت بر امتناع از آن دو داشته باشند آفريده است . و " تفويض " عبارت از اين است كه پروردگار در هيچ فعلى از افعال بندگان منع والزامي نداشته بلكه بندگان را به دلخواه وميل خود وا گذاشته باشد . بنابر اين هر كارى كه مىخواهند براي آن مباح ورواست واين عقيدة مذهب زنادقة وأصحاب اباحات است . وواسطه بين اين دو قول اين است كه پروردگار ببندگان قدرت وتوانائى عنايت فرموده وآنان متمكن از اعمال خود مىباشند . لكن براي ايشان حدود ومقررات آئين ورسومى معين فرموده ، از زشتى ها نهى كرده ، ودر مقابل معصيت كيفر وعذاب قرار داده ، ودر مقابل طاعت ، پاداش وصواب وعده داده است . پس با اعطاى قدرت ببندگان جبر منتفى است وبا نهى از زشتيها ووضع حدود ومقررات تفويض منتفى است ، اين معنى امر بين الامرين است . " ب " - معنايى كه " به خواجة طوسي " ( 1 ) قدس سره القدوسي " نسبت داده
هامش
( 1 ) - " محمد بن محمد بن الحسن الطوسي " معروف به خواجة طوسي كه ولادتش در طوس بسال 597 ه‍ . يازدهم ماه جمادى الأولى بوده وبه مناسبت ولادتش در طوس معروف به طوسي شده والا اصلش از جهرود كه فعلا از توابع قم شمرده مىشود . " خواجة طوسي " بي نياز از تعريف وتوصيف است ، فاضل تفريشى در كتاب نقد درباره وى چنين گفته : نصير ملت ودين ، پيشواى محققين ، سلطان حكما ومتكلمين كه در زمانش رياست فرقه اماميه به دو منتهى شد ، امرش در علو قدر وعظم شان وبلندى مرتبه وتبحر در علوم عقلي ونقلي ودقت نظر وأصابت رأى وحدس وربودن گوى سبقت در ميدان مسابقه تحقيق وتدقيق مشهورتر از آن است كه ياد كرده شود وبالاتر از آن است كه عبارت وسخن در پيرامن مقام وى كافى براي بيان باشد ودر فضيلت علمي وى اين معنى كفايت مىكند كه مشكلاتى از زمان آدم أبو البشر تا زمان وى براي حكما و - دانشمندان لا ينحل مانده بود به فكر وى حل گرديد خداوندش از وى خشنود باشد وأو را خشنود سازد . خواجة در فنون مختلف تصنيفات مفيدى دارد از آن جمله شرح إشارات است كه أساس بنيان شبهات فخريه را با حربه برهان ويران ساخته است واين شعر درباره شرح أشارت مناسب است : تا طلسم سحرهاى شبهه را باطل كند از عصاي كلك أو آثار ثعبان آمده . واين كتاب گنجايش شمردن تصنيفات وى را ندارد لذا از ذكر آنها خوددارى مىكنيم كتابخانه‌اى داشته كه بگفته جرجى زيدان در آداب اللغة العربية حدود چهار هزار مجلد كتاب در آن موجود بوده است ومنجمين وفلاسفه را جمع كرده براي آنان اوقافى معين فرموده بود مطابق گفته جرجى زيدان ستاره علم در بلاد مغول بوسيلة اين مرد إيراني مانند مشعل فروزانى در شام تار درخشيدن گرفت وفاتش بسال 672 در ماه ذيحجه در بغداد اتفاق افتاد ودر بقعه كاظميه به خاك سپرده شده شاعرى در تاريخ وفاتش گفته نصير ملت ودين پادشاه كشور فضل - يگانه‌اى كه چنان مادر زمانه نزاد - بسال ششصد وهفتاد ودو بذى الحجة - بروز هيجدهم در گذشت در بغداد .