تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
" الف " - اعمالي كه از بشر صادر مىشود مستند به خدا وقدرت اوست وقدرت بشر هيچ تأثير ودخالتى در وجود اعمالش ندارد وبشر فقط بمنزله آلتى است كه نجار در كارهاى صنعتى به كار مىبرد واز اين نظريه در لسان أهل علم " بجبر " تعبير مىشود وصاحبان اين نظريه دو فرقه‌اند : 1 - " جبريه جهميه " كه پيروان " جهم بن صفوان " مىباشند ، اينان معتقدند كه براي بشر هيچ گونه تأثير ودخالتى در اعمالشان نيست وبين حركت دست مرتعش ودست سالم فرقى نمىباشد وهمچنين بين حركت كسى كه از نردبان بالا مىرود وكسى كه از نردبان سقوط مىكند فرقى نيست . 2 - " اشاعره " - كه پيروان " أبو الحسن اشعرى " مىباشند به نظر ايشان عقيدة جهميه بسيار مفتضح رسيده به خيال خود آن نظريه را تا حدى تعديل نموده اند وقائل به كسب شده اند ومىگويند : گر چه اراده وقدرت بشر تأثيرى در افعال ارادى وى ندارد لكن چون وقوع اعمال مقارن با اراده وقدرت بشر است به ملاحظه قيام اعمال بشر نظير قيام عرض به معروض براي وى در افعالش كسب واكتساب قائلند وهمانطوريكه عرض را به معروض نسبت ميدهند مثل نسبت دادن سفيدى به جسم سفيد ، اعمال را هم به بشر نسبت ميدهند وپر واضح است كه عنوان كسب با اعتراف به اينكه قدرت واراده بشر هيچ دخالتى در وجود اعمالش ندارد دردى را دوا نمىكند . " ب " - اعمالي كه از بشر صادر مىشود مستند به قدرت اوست وبشر در اعمالش استقلال وآزادى كامل دارد وبراي قدرت خدا به هيچ وجه دخالت واثرى در اعمال أو نيست واز اين نظريه " به تفويض " تعبير مىشود . وتفويض به چند معنى ديگر هم اطلاق شده است : 1 - پروردگار اختيار امر ونهى را به بندگان واگذار كرده وهر چه بخواهند انجام دهند آزادند وهيچ امر ونهى راجع به كارهاى ايشان از طرف پروردگار وجود ندارد وامام در روايت هشام اين معناى از تفويض را با جمله ( ولكن مختارشان آفريد وبه أطاعت امرشان فرمود واز معصيت بازشان داشت ) وبا جمله ( كار نيك كار بنده است وخدا به آن امر فرموده وكار زشت كار بنده است وخدا از آن نهى فرموده )