تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
طرف پروردگار حكيم كه آمر وناهى باشند ومقاصد أو را به خلق برسانند ثابت مىگردد . وايشان پيمبران وبرگزيدگان از مخلوق خدا وحكيمانى مىباشند كه آنان را به حكمت تربيت نموده وپرورش داده وبه حكمت برانگيخته است . اينان با آنكه در ساختمان ظاهر به مردم شباهت دارند در هيچ يك از أحوال واخلاق با مردم شركت ندارند . به حكمت از طرف پروردگار نيرومند ومويدند سپس وجود چنين سفير يا اين آمر وناهى ومدير جامعه بشر در هر عصر وزماني بوسيلة دلائل وبراهينى كه أنبيا با خود دارند ثابت مىشود براي اينكه زمين از حجتي كه نشانه‌يى همراهش باشد كه بر صدق گفتار وعدالتش دلالت كند خالى نگردد . بيان - " مرحوم مجلسي أعلى الله مقامه " در كتاب " مرآة العقول " در شرح اين خبر بيانى دارد كه خلاصه آن را براي خوانندگان محترم نقل مىكنيم : " امام " با اين اشاره به برهانهاى متعددى فرموده كه ما دو وجه جامع از آنها را ذكر مىكنيم : 1 - هنگامى كه وجود آفريدگار حكيم ثابت شد ومسلم است كه حكيم كار عبث نمىكند ناگزير بايد بندگان را موظف به عبادت وأطاعت فرمايد تا بوسيلة شناسايى وپرستش خدا به كمالات نفساني وپاداشهاى جاودانى برسند . وچنانچه از مكلف ساختن آنان خوددارى نمايد آفرينش ايشان لغو خواهد بود ، چه هر دانشمندى مىداند كه لذائذ اين جهان آميخته به أنواع محنتها وآلام است واين لذائذ آميخته به آلام وزود گذر شايسته نيستند كه هدف وغايت آفرينش ونظام جهان باشند . وچون معرفت پروردگار جز از راه وحى براي بندگان ميسر نيست ، چه خداوند در حقيقت وصفات با بندگان مشابهت ومشاركت ندارد تا أو را از راه مقايسه به خود بشناسند چنان كه أمثال ونظائر خود را از طريق مقايسه مىشناسند وبه وسيله هيچ يك از حواس هم نتوانند بذات اقدسش دسترسى يابند تا از طريق احساس وى را دريابند . وعقول بشر براي درك اخلاق فاضله واعمال صالحه كه موجبات كمال وقرب به اوست كافى نيست وبراي معرفت وشناخت موجبات كمال وقرب هم نيازمند به وحى