تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
از اين مقدمات نتيجة مىشود كه ناگزير مقنن بايد بشر باشد . وبديهي است كه بايد داراى امتياز وخصوصيتى باشد كه ديگران فاقد آن باشند تا آنكه مردم - بدانند كه مقنن واجد كمالى است كه خودشان فاقد آن مىباشند واين امتياز وخصوصيت بوسيلة معجزات تحقق پذيرد . ونيازمندى بشر به چنين واسطه وسفير از نظر بقاء نوع بمراتب بيشتر از نيازمندى آنان به أموري است كه در بقاء نوع انساني ضرورت ندارد از قبيل ابرو ومژگان وگود بودن قدمهاى انسان از داخل وجز اين از اعضائى كه بعضي براي زينت وبعضي براي آسان شدن كارها وحركات اعضا وجوارح است . ووجود سفير شايسته براي قانون گزارى ممكن وتأييدش به آيات ومعجزات كه موجب اذعان بندگان به نبوت اوست نيز ممكن مىباشد وآفريدگارى كه منافع غير لازم را در آفرينش رعايت كرده چگونه ممكن است از اين منفعت اساسى ومهم كه براي بقاء نسل بشر ضرورت دارد خوددارى نمايد . از تمام مقدمات بالا مطالب زير نتيجة مىشود : 1 - وجود پيمبر وسفير لازم است . 2 - سفير بايد انسان باشد . 3 - سفير بايد داراى مزيت وخصوصيتى باشد كه ديگران فاقد آن باشند وآن مزيت همان معجزات وخارق عادات است . 4 - لازم است كه آن سفير قونينى را براي مردم به اذن ووحى پروردگار تشريع كند وأصولي را به آنان بياموزد . واولين اصلى كه تعليمش لازم است اينست كه خداوند را به ايشان بشناساند وبه آنان بهفماند كه جهان را صانعى است يگانه وتوانا وپيمبر بنده وفرستاده اوست وخداوند جهان واقف به آشكار ونهان است وبر بندگان أطاعت امرش لازم است وبراي فرمانبران بهشت وبراي سركشان آتش دوزخ آماده فرموده است تا مردم قوانين واحكام أو را از جانب خدا بدانند وبا حس انقياد وأطاعت تلقى كنند . وآنچه گفته شد تصريحا وتلويحا در روايت بيان شده است . وجمله : سپس وجود چنين سفير يا اين آمر وناهى ومدير جامعه بشر . . . )