تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
پرستش نمايد نه ذاتش را كه مسمى است يعنى حروف با مفاهيم أسماء را كه به آنها از ذات تعبير مىشود همانا كافر است چه مفهوم موجودى است ذهني كه از ذات خداوند بوسيلة آن تعبير مىشود وبديهي است كه موجود ذهني مغاير با واجب - الوجود وخالق است ، زيرا مفهوم ذهني مخلوق ذهن است . وهر كس اسم ومعنى هر دو را پرستش كند همانا مشرك است وكساني كه معنى يعنى ذات خدا را پرستش كنند وأسماء وصفاتى را كه خداوند خود را بدانها موصوف ساخته بر خدا اطلاق نمايند وعقد قلبي صادق وجازم بوجود خدا والهيتش داشته باشند وبه زبان در آشكار ونهان اقرار واعتراف كنند اينان به حقيقت أصحاب أمير المؤمنين علي ( ع ) مىباشند . ودر حديث ديگر چنين است : اينان مؤمنين حقيقي مىباشند . ( 3 ) روايتي كه هشام بن الحكم راجع به نبوت نقول كرده " ثقة الاسلام كلينى " در " كتاب أصول كافى " در باب اضطرار به حجت روايتي از " هشام بن الحكم " آورده كه خلاصه‌اش به فارسي چنين است : " هشام " : " زنديقى " از " امام صادق " ( ع ) پرسيد از كجا پيمبران وفرستادگان را اثبات ميكنى يعنى چه دليلي بر اثبات نبوت دارى ؟ " امام " : هنگامى كه ثابت كرديم كه براي ما آفريدگارى است كه برتر از ما وتمام مخلوقات است يعين در حقيقت وصفات بما شباهت ندارد واين آفريدگار حكيم وبرتر از آنست كه كار عبث وبيهوده از أو صادر شود ومردم بتوانند أو را مشاهده كنند يا با أو تماس جسماني بگيرند وبا وى مصاحبن نموده سخن بگويند واحتجاج كنند وأو هم با ايشان سخن گفته احتجاج نمايد ، ثابت مىشود كه لازم است براي آن خدا سفرائى در ميان مردم باشد كه زبان أو باشند ومقاصد أو را به بندگان برسانند وآنان را به مصالح ومنافع خود راهنمايى نمايند وآنچه وسيله بقائشان ونيز آنچه سبب نابوديشان است براي آنان يبان كنند . پس به اين بيان وجود وسائطى از