تخطي إلى المحتوى الرئيسي

هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
بدون ماهيت است . پس تمام مفهومهاى أسماء وصفات از ذات حق خارج مىباشند . وصدق مفهوم أسماء وصفات بر ذات خدا از قبيل صدق ذاتيات بر ماهيت نيست ، زيرا كه خداوند از ماهيت منزه است . ومانند صدق عرضيات بر معروض نيست ، چه اين مفاهيم قيام بذات حق ندارند وعارض بر ذات نيستند ، لكن ذات حق با وحدت وبساطتش منشأ انتزاع اين مفهومات مىباشد واين مفاهيم منتزعه به خدا اطلاق مىشود . پس مفاهيم متعدد ومتكثر وهمه مغاير با وجود حق مىباشند . واگر عين ذات حق باشند تعدد آلهة لازم آيد . يادآورى سودمند - متكلمين در اينكه آيا اسم خدا عين مسمى است يا غير أو اختلاف كرده اند أكثر " اشاعره " قائل شده اند به اينكه اسم خدا عين مسمى است . " اماميه " و " معتزله " قائل به مغايرت مىباشند . واخبار وروايات مذهب اماميه ومعتزله را تأييد مىكند . وچون قول بعينيت به ظاهر بسيار سست مىنمايد گو اينكه كلمات اشاعره صريح وقابل توجيه نيست مع ذلك بعضي در مقام تأويل وتوجيه گفتار آنان بر آمده اند : " شارح مقاصد " گفته است اسم عبارتست از لفظ مفردى كه براي معنى وضع شده باشد واين تعريف شامل اقسام كلمه مىشود در صورتي كه قيد استقلال وتجرد از زمان را ضميمه نكنيم . وبا قيد استقلال معنى وتجرد از زمان مقابل فعل وحرف خواهد بود ومسمى عبارتست از معنايى كه اسم براي آن وضع شده وتسميه عبارتست از اختصاص دادن لفظي به معنايى ، وگاهى از تسميه معناى نامبردن چيزى را اراده مىكنند . على ايحال ترديدى در مغايرت أمور سه‌گانه ( اسم ومعنى وتسميه ) نيست ونيازمند به توضيح نمىباشد . فقط چيزى كه محتاج به توضيح است مذهب بعضي از أصحاب ما است كه اسم را نفس مسمى قرار داده اند وفرمايش شيخ اشعرى است كه گفته است أسماء الهى سه گونه‌اند : 1 - اسمى كه عين مسمى است مانند " الله " كه دلالت بر ذات مىكند . 2 - اسمى كه غير مسمى است مانند " خالق " و " رازق " يعنى أسمائي كه
هشام بن الحكم ، مدافع حريم ولايت ( فارسي ) — صفحة 194 | سيد أحمد صفائي